دوفصلنامه علمی تفسیر تطبیقی روایی

دوفصلنامه علمی تفسیر تطبیقی روایی

تحلیل فقهی و اخلاقی آلودگی عمدی مواد غذایی در بستر جنگ بیولوژیک

نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت

نویسندگان
مدرسه علمیه عصمتیه سمنان
چکیده
آلودگی عمدی مواد غذایی در بستر جنگ بیولوژیک یکی از پیچیده‌ترین و پنهان‌ترین شیوه‌های تهدید علیه سلامت، امنیت و ساختار اجتماعی جوامع محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف تحلیل جامع فقهی و اخلاقی این پدیده و تبیین جایگاه آن در نظام ارزشی اسلام انجام شده است. در این مطالعه، ابتدا مفهوم آلودگی عمدی غذا و سازوکار آن در حملات بیولوژیک تبیین شده و سپس با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی، قواعد فقهی مرتبط از جمله لاضرر، اتلاف، تسبیب، افساد فی‌الأرض، حفظ نظام و ممنوعیت غدر بررسی شده است. همچنین اصول اخلاق زیستی، اخلاق سلامت عمومی و اخلاق جنگ برای تحلیل ابعاد اخلاقی این پدیده به‌کار گرفته شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آلودگی عمدی مواد غذایی در جنگ زیستی، از حیث فقهی در بالاترین سطح حرمت قرار داشته و قابل انطباق با جرم‌هایی همچون افساد فی‌الأرض و محاربه است. علاوه ‌بر این، نتایج اخلاقی پژوهش بیانگر آن است که این عمل، نقض آشکار کرامت انسانی، عدالت، امنیت غذایی و حقوق نسل‌های آینده بوده و از دیدگاه اخلاقی به‌عنوان یکی از شدیدترین اشکال تعرض به انسانیت شناخته می‌شود. این پژوهش ضرورت تدوین چارچوب‌های فقهی، اخلاقی و امنیتی برای مواجهه با تهدیدهای نوظهور بیولوژیک را برجسته می‌سازد.

تازه های تحقیق

چکیده مبسوط

بیان مسئله: آلودگی عمدی مواد غذایی در بستر جنگ بیولوژیک یکی از پیچیده‌ترین و پنهان‌ترین شیوه‌های تهدید علیه سلامت، امنیت و ساختار اجتماعی جوامع محسوب می‌شود. این پدیده از آن جهت حائز اهمیت است که همزمان به جان، معیشت، اعتماد عمومی و کرامت انسانی آسیب می‌زند و در عین حال در اسناد فقهی و اخلاقی به‌صورت مستقل و نظام‌مند کمتر مورد تحلیل قرار گرفته است.

هدف: این پژوهش با هدف تحلیل جامع فقهی و اخلاقی آلودگی عمدی مواد غذایی در جنگ بیولوژیک و تبیین جایگاه آن در نظام ارزشی اسلام انجام شده است. هدف فرعی، شناسایی قواعد فقهی و اصول اخلاقی قابل انطباق با این پدیده و روشن‌سازی شدت حرمت و پیامدهای آن است.

روش تحقیق: پژوهش حاضر با روش توصیفی‑تحلیلی انجام شده است. ابتدا مفهوم جنگ بیولوژیک، آلودگی عمدی غذا و سازوکار آن تبیین گردیده، سپس قواعد فقهی مرتبط (لاضرر، اتلاف، تسبیب، افساد فی‌الأرض، قتل خفیّ) و اصول اخلاق زیستی، اخلاق سلامت عمومی و اخلاق جنگ برای تحلیل ابعاد مسئله به‌کار گرفته شده است.

یافته‌ها: از حیث فقهی، آلودگی عمدی مواد غذایی در جنگ زیستی در بالاترین سطح حرمت قرار دارد و با جرائمی همچون افساد فی‌الأرض و محاربه قابل انطباق است. قاعده لاضرر که بر عدم آسیب‌رسانی به دیگران تأکید دارد، به‌وضوح نقض می‌شود. قاعده اتلاف نشان می‌دهد که با آلودگی مواد غذایی، هم خود غذا نابود می‌شود، هم سلامت مردم به خطر می‌افتد و هم اعتماد عمومی به نظام غذایی فرو می‌ریزد. قاعده تسبیب نیز عامل آلودگی را – حتی اگر غیرمستقیم باشد – در حکم مباشر قرار داده و ضامن همه خسارت‌ها معرفی می‌کند. از منظر اخلاق زیستی، این عمل ناقض اصول عدم‌ضرر، عدالت، کرامت انسانی و شفافیت است. اخلاق سلامت عمومی نیز بر فروپاشی اعتماد، گسترش ترس، کاهش مشارکت اجتماعی و آسیب‌های روانی پایدار تأکید دارد. در اخلاق جنگ، حمله به منابع غذایی نقض اصول تمایز میان غیرنظامیان و نظامیان و ممنوعیت غدر و فریب جنگی به شمار می‌رود و یک «حمله ناجوانمردانه» تلقی می‌شود.

نتیجه: آلودگی عمدی مواد غذایی در جنگ بیولوژیک نه تنها از نظر فقهی حرام و از شدیدترین مصادیق افساد فی‌الأرض است، بلکه از نظر اخلاقی با اصول بنیادین سلامت عمومی، کرامت انسانی و قواعد جنگ ناسازگار می‌باشد. این حمله نه دشمن نظامی، بلکه ساختار انسانی، اعتماد جمعی و ثبات جامعه را هدف قرار می‌دهد؛ از این رو نیازمند بازدارندگی حقوقی، کیفری و اخلاقی قاطع در نظام بین‌الملل و جوامع اسلامی است.

 

 

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

“Juristic and Ethical Analysis of Deliberate Food Contamination in the Context of Biological Warfare”

نویسندگان English

elahe nowbakht,
Mobina Tahsrofi
مدرسه علمیه عصمتیه سمنان

تحلیل فقهی و اخلاقی آلودگی عمدی مواد غذایی در بستر جنگ بیولوژیک

چکیده

آلودگی عمدی مواد غذایی در بستر جنگ بیولوژیک یکی از پیچیده‌ترین و پنهان‌ترین شیوه‌های تهدید علیه سلامت، امنیت و ساختار اجتماعی جوامع محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف تحلیل جامع فقهی و اخلاقی این پدیده و تبیین جایگاه آن در نظام ارزشی اسلام انجام شده است. در این مطالعه، ابتدا مفهوم آلودگی عمدی غذا و سازوکار آن در حملات بیولوژیک تبیین شده و سپس با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی، قواعد فقهی مرتبط از جمله لاضرر، اتلاف، تسبیب، افساد فی‌الأرض، حفظ نظام و ممنوعیت غدر بررسی شده است. همچنین اصول اخلاق زیستی، اخلاق سلامت عمومی و اخلاق جنگ برای تحلیل ابعاد اخلاقی این پدیده به‌کار گرفته شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آلودگی عمدی مواد غذایی در جنگ زیستی، از حیث فقهی در بالاترین سطح حرمت قرار داشته و قابل انطباق با جرم‌هایی همچون افساد فی‌الأرض و محاربه است. علاوه ‌بر این، نتایج اخلاقی پژوهش بیانگر آن است که این عمل، نقض آشکار کرامت انسانی، عدالت، امنیت غذایی و حقوق نسل‌های آینده بوده و از دیدگاه اخلاقی به‌عنوان یکی از شدیدترین اشکال تعرض به انسانیت شناخته می‌شود. این پژوهش ضرورت تدوین چارچوب‌های فقهی، اخلاقی و امنیتی برای مواجهه با تهدیدهای نوظهور بیولوژیک را برجسته می‌سازد.

واژگان کلیدی‌: آلودگی عمدی مواد غذایی، تحلیل اخلاقی، تحلیل فقهی، جنگ بیولوژیک.

مقدمه

تحولات چند دهه اخیر در حوزه فناوری‌های زیستی، دامنه تهدیدات امنیتی را به سطحی رسانده است که «جنگ بیولوژیک» در کنار جنگ‌های سایبری و شیمیایی به‌عنوان یکی از راهبردهای نوین تقابل میان دولت‌ها مطرح شده است. پژوهش‌های منتشر شده درباره تهدیدات زیستی نشان می‌دهند که توسعه میکروارگانیسم‌های مهندسی‌ شده، گسترش آزمایشگاه‌های زیستی و قابلیت انتشار عوامل بیماری‌زا، بستر تازه‌ای برای حملات بیولوژیک فراهم کرده‌اند (کلانتری، 1402: 90). یکی از مهم‌ترین مصادیق این تهدیدات، «آلودگی عمدی مواد غذایی» است که می‌تواند سلامت میلیون‌ها نفر را در مدت‌زمان کوتاهی تحت‌تأثیر قرار دهد و نظم اجتماعی و اقتصادی جوامع را مختل کند.

در حوزه اخلاق زیستی، سلامت غذا به‌عنوان بخشی از «کرامت زیستی» انسان‌ها شناخته شده و هرگونه دستکاری عامدانه در این حوزه، نقض آشکار اصول عدالت، عدم‌تعدی، خیررسانی و مسئولیت اخلاقی به‌شمار می‌آید (اله دادی و لطیف منش، 1403: 159-165).

در فقه اسلامی، حفظ جان انسان‌ها و جلوگیری از هرگونه فساد و تخریب، از اصول قطعی شریعت است. پژوهش‌های فقهی در موضوع سلاح‌های کشتارجمعی بیان می‌کنند که قواعدی مانند لاضرر، حرمت إفساد، اتلاف، تسبیب، حفظ نظام، حرمت قتل نفس و...مبنای محکمی برای حکم‌گذاری درباره رفتارهای نوپدید جنگی هستند.

با وجود این پشتوانه علمی و فقهی، مرور پژوهش‌های موجود نشان می‌دهد که اگرچه درباره جنگ‌های بیولوژیک، سلاح‌های کشتارجمعی و بیوتروریسم مطالعات متعددی انجام شده، اما «آلودگی عمدی مواد غذایی در بستر جنگ بیولوژیک» کمتر به‌عنوان یک موضوع مستقل و به‌طور توأمان از منظر فقه اسلامی و اخلاق اسلامی مورد تحلیل نظام‌مند قرار گرفته است. (دهقان و همکاران، 1403: 51)

بر این اساس، سؤال اصلی این مقاله آن است که‌: آلودگی عمدی مواد غذایی در بستر جنگ بیولوژیک، از منظر فقه اسلامی و اخلاق اسلامی چه حکمی دارد و این حکم بر چه مبانی استوار است؟ برای پاسخ به این پرسش، قواعد فقهی همچون لاضرر، حرمت إفساد، تسبیب، اتلاف، حرمت قتل نفس و حفظ نظام از یک‌سو و اصول اخلاقی همچون عدالت، رعایت حرمت جان انسان‌ها، مسئولیت‌پذیری حاکمیتی از سوی دیگر مورد تحلیل قرار می‌گیرند.

الف. مفهوم‌شناسی و چارچوب نظری

پیش از بررسی فقهی و اخلاقی آلودگی عمدی مواد غذایی در جنگ بیولوژیک، لازم است چهار مفهوم کلیدی این پژوهش یعنی «جنگ بیولوژیک» به‌مثابه بستر وقوع تهدید، «آلودگی عمدی مواد غذایی» به‌عنوان سازوکار اصلی حمله، «امنیت غذایی در پرتو تهدیدات زیستی» به‌منزله قلمرو آسیب‌پذیر جامعه، و «اخلاق زیستی و مسئولیت اخلاقی در حوزه غذا» به‌عنوان چارچوب هنجاری ارزیابی، تعریف و تبیین شوند تا زمینه برای تحلیل قواعد فقهی و اصول اخلاقی فراهم آید.

  1. جنگ بیولوژیک

در ادبیات علمی، جنگ بیولوژیک به استفاده عمدی از عوامل بیماری‌زا یا سموم زیستی برای وارد کردن آسیب گسترده به انسان، حیوان و گیاه تعریف می‌شود. در واقع هدف از این نوع سلاح‌ها «ایجاد بیماری و اختلال در بهداشت عمومی جامعه و تضعیف توان دفاعی کشور هدف» بیان شده و انواع عوامل بیولوژیک، شیوه انتشار و پیامدهای آن‌ها تشریح شده است (معصوم‌بیگی، 1382: 34).

  1. آلودگی عمدی مواد غذایی

آلودگی عمدی مواد غذایی، در ادبیات امروز با عنوان بیوتروریسم غذایی شناخته می‌شود. خسروی بیوتروریسم را به معنای «رهاسازی عمدی میکروارگانیسم‌های شدیداً بیماری‌زا یا سموم آن‌ها برای ایجاد مرگ و بیماری در انسان، حیوان و گیاه» تعریف کرده که یکی از مهم‌ترین راه‌های انتشار این عوامل، آلودگی عمدی آب و مواد غذایی معرفی می‌شود و آب و غذای آلوده در حملات بیوتروریستی معمولاً بدون تغییر ظاهری (رنگ، بو، طعم) باقی می‌مانند و همین پنهان‌کاری، آن‌ها را به ابزاری بسیار خطرناک تبدیل می‌کند (خسروی، 1398: 3).

همچنین در حوزه «بهداشت مواد غذایی» نشان داده می‌شود که نقاطی مانند تصفیه‌خانه‌های آب، مخازن ذخیره، انبارها و خطوط تولید و توزیع مواد غذایی از حساس‌ترین نقاط برای نفوذ عوامل بیولوژیک هستند و در صورت ضعف نظام‌های نظارتی، می‌توانند به‌سادگی به بستر حملات بیوتروریستی تبدیل شوند (حمزه پور و نجفی، 1395: 224).

  1. امنیت غذایی در پرتو تهدیدات زیستی

امنیت غذایی در تعریف کلاسیک، یعنی دسترسی همه افراد جامعه، در همه زمان‌ها، به غذای کافی، سالم و مغذی؛ اما ادبیات جدید امنیت غذایی، بُعد ایمنی زیستی و سلامت اخلاقی زنجیره غذا را نیز وارد تعریف کرده است. امنیت غذا و تغذیه، تنها تأمین کالری نیست؛ بلکه باید مبتنی بر رژیم غذایی سالم، پایدار و منطبق بر معیارهای اخلاق زیستی و سلامت مصرف‌کننده باشد (امیدوار، 1397: 127). و امنیت غذایی پایدار، در گرو حفظ تمامیت طبیعت و رعایت اصول اخلاق زیستی در تولید و توزیع غذا است و جنبه‌های اخلاقی را از پیش‌شرط‌های نیل به امنیت غذایی می‌داند (مهدوی دامغانی و معین الدینی، 1390: 68).

  1. اخلاق زیستی و مسئولیت اخلاقی در حوزه غذا

اخلاق زیستی در مقالات فارسی این حوزه، چارچوبی برای ارزیابی پیامدهای اخلاقی تصمیمات مرتبط با سلامت، محیط زیست و فناوری‌های زیستی ارائه می‌دهد، که جنبه‌های اخلاق زیستی نه‌تنها با تولید منافات ندارد، بلکه از پیش‌شرط‌های رسیدن به امنیت غذایی است و بدون رعایت اصول اخلاق زیستی، تولید غذا می‌تواند به نقض حقوق نسل حاضر و آینده منجر شود (مهدوی دامغانی و معین الدینی، 1390: 67).

همچنین بر ضرورت تدوین الگوهای جدید تولید و مصرف غذا بر مبنای احترام به تنوع زیستی، سلامت مصرف‌کننده و عدالت اجتماعی تأکید می‌کند (امیدوار، 1397: 131). اگر این اصول را به بستر جنگ بیولوژیک و آلودگی عمدی مواد غذایی تعمیم دهیم، روشن می‌شود که چنین رفتاری نقض هم‌زمان چند اصل بنیادین اخلاق زیستی است:

  • اصل عدم‌تعدی (آسیب‌رسانی عمدی)؛
  • اصل خیررسانی (لزوم حفاظت از سلامت جامعه)؛
  • اصل عدالت (غیرعادلانه‌بودن توزیع خطر و آسیب)؛
  • اصل احترام به کرامت انسانی.

ب. تحلیل فقهی آلودگی عمدی مواد غذایی

برای تبیین جایگاه فقهی آلودگی عمدی مواد غذایی در جنگ بیولوژیک، قواعد لاضرر، اتلاف، تسبیب، افساد فی‌الأرض و محاربه به‌عنوان مهم‌ترین ادله حرمت و کیفر این پدیده تحلیل خواهند شد.

  1. قاعده لاضرر

در فقه اسلامی، قاعده «لاضرر » یکی از مهم‌ترین بنیان‌های حقوقی و اخلاقی در حفظ جان و سلامت انسان است. این قاعده بر این اصل استوار است که هیچ فرد یا نهادی حق ندارد زیانی را بر دیگری تحمیل کند، چه این زیان آشکار و مستقیم باشد و چه پنهانی و غیرقابل تشخیص. آلودگی عمدی مواد غذایی دقیقاً نقض آشکار همین اصل است، زیرا زیانی که به مردم وارد می‌شود «پنهان» است، قربانی توان تشخیص آن را ندارد و امکان دفاع از خود را هم ندارد. فقه اسلامی ضرر پنهانی را شدیدتر از ضرر آشکار می‌داند، چون قربانی در برابر آن بی‌دفاع است. (قدیری، 1402: 184).

  1. مفهوم افساد فی‌الأرض

در قرآن و فقه شیعه، «افساد فی‌الأرض» به هرگونه رفتاری گفته می‌شود که باعث فروپاشی امنیت، سلامت و نظم اجتماعی شود. در جنگ بیولوژیک، آلودگی عمدی مواد غذایی نه‌تنها چند فرد یا یک گروه محدود، بلکه کل جامعه را در معرض خطر قرار می‌دهد؛ سلامت مردم تهدید می‌شود و ساختار تولید و تأمین غذا مختل می‌شود. این گستردگی آسیب، دقیقاً همان چیزی است که فقها آن را مصداق افساد فی‌الأرض می‌دانند. بر اساس این مبانی، هرگونه اقدام بیولوژیک علیه غذا در حوزه‌ی «فساد گسترده» قرار می‌گیرد، چون حیات جمعی را تهدید می‌کند و موجب ناامنی عمومی می‌شود.(قاسمی حسین آبادی و همکاران، 1403: 177).

  1. قاعده اتلاف

اتلاف در فقه، تنها تلف کردن مال نیست؛ اتلاف جان، سلامت و امنیت نیز در قلمرو آن قرار می‌گیرد (محقق داماد، 1382: 113). وقتی مواد غذایی آلوده می‌شوند، هم غذا نابود می‌شود، هم سلامت مردم در معرض خطر است و هم «اعتماد مردم به نظام غذایی» که یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی است، فرو می‌ریزد. در جنگ بیولوژیک، نابودی شبکه‌ی غذا نوعی «اتلاف ساختاری» تلقی می‌شود که فقها آن را از شدیدترین مصادیق حرام می‌دانند، زیرا خسارت آن تنها به یک فرد وارد نمی‌شود بلکه کل ساختار جامعه را هدف می‌گیرد (جعفری و طباخیان، 1402: 333).

  1. قاعده تسبیب

در فقه، اگر فردی سبب ایجاد یک ضرر بزرگ شود شرعاً در حکم مباشر شناخته می‌شود. آلودگی غذا در جنگ بیولوژیک دقیقاً «سبب قوی» است؛ یعنی عاملی که کل زنجیره‌ی آسیب (از بیماری گرفته تا مرگ و فروپاشی اقتصادی) از تصمیم او آغاز می‌شود. این «سببیت قوی» باعث می‌شود که عامل آلودگی در فقه نه تنها ضامن تمام خسارت‌ها باشد، بلکه با شدیدترین احکام کیفری مواجه شود. حتی اگر آلودگی توسط یک سیستم یا گروه انجام شود، تسبیب همچنان جاری است و همه عوامل در حکم مباشران جرم شناخته می‌شوند (مهدوی، 1400: 18).

ج. تحلیل اخلاقی آلودگی عمدی مواد غذایی

در این بخش، ابعاد اخلاقی آلودگی عمدی مواد غذایی در جنگ بیولوژیک بررسی می‌شود.

۱. اصل عدم‌ضرر در اخلاق زیستی

در اخلاق زیستی معاصر، اصل «عدم‌ضرر» بر این مبناست که هیچ اقدامی که به سلامت انسان آسیب وارد کند، اگر پنهانی، غیرمستقیم یا تدریجی باشد از نظر اخلاقی پذیرفتنی نیست. آلودگی عمدی مواد غذایی، شدیدترین نقض این اصل است؛ زیرا قربانی هیچ آگاهی از وجود خطر ندارد و بدن او بدون رضایتش به میدان حمله تبدیل می‌شود. در مقاله «چالش‌های سلامت، کیفیت و امنیت غذا در ایران» حجتی و نوشاد (1398) تأکید شده که غذا نخستین خط دفاعی سلامت عمومی است و هرگونه دستکاری عامدانه در آن، نه‌فقط آسیب فردی، بلکه تخریب ساختار سلامت اجتماعی است.

۲. اصل عدالت و منع توزیع نابرابر خطر

اصل عدالت در اخلاق سلامت، توزیع منصفانه ریسک و پیامدهای خطر را ضروری می‌داند. در حملات بیولوژیک مبتنی بر آلودگی غذا، اغلب قربانیان، اقشار آسیب‌پذیر جامعه هستند مقاله «اگروتروریسم؛ تهدید پنهان در امنیت غذایی» اله‌دادی و لطیف‌منش (۱۴۰۳) نشان می‌دهد که حملات غذایی عملاً عدالت را از بین می‌برد، زیرا گروه‌هایی را هدف قرار می‌دهد که نه نقشی در جنگ دارند و نه توانایی دفاع از خود.

  1. اخلاق جنگ و ممنوعیت حمله پنهانی به غیرنظامیان

در نظریه اخلاق جنگ، دو اصل اساسی وجود دارد:

۱) تمایز میان نظامیان و غیرنظامیان

۲) ممنوعیت حملات پنهانی و غادرانه

آلودگی عمدی مواد غذایی هر دو اصل را نقض می‌کند. در مقاله «بررسی دیدگاه فقه اسلامی نسبت به حمله بیولوژیک»، نویسنده تصریح می‌کند که حملات بیولوژیک غذایی به‌دلیل پنهانی‌بودن و هدف‌گرفتن غیرنظامیان، در اخلاق جنگ «حرام مطلق» است، زیرا غیرنظامی را بدون حق دفاع، بی‌هیچ هشداری مورد حمله قرار می‌دهد (ملکی، 1399).

  1. پیامدهای اخلاقی بین‌نسلی

یکی از جدیدترین مباحث در اخلاق زیستی، مسئله «آسیب‌های بین‌نسلی» است. آلودگی غذایی می‌تواند باعث مشکلات بلندمدت، نقص‌های ژنتیکی، بیماری‌های مزمن و تهدید سلامت نسل‌های آینده شود. در مقاله «تحلیل ادله قرآنی و فقهی اقدامات پیش‌دستانه در مقابله با جنگ بیولوژیک» آمده است که آسیب‌هایی که آینده جامعه را هدف قرار دهند، علاوه‌بر حرمت شرعی، از نظر اخلاقی «جنایت علیه نسل‌های آینده» محسوب می‌شوند (محمدی نوآبادی و همکاران، ۱۳۹۹).

نتیجه‌گیری

آلودگی عمدی مواد غذایی در بستر جنگ بیولوژیک، از شیوه‌های حمله پنهان است که نه‌تنها سلامت افراد، بلکه ساختار زیستی، روانی، اجتماعی و اخلاقی یک جامعه را مورد هدف قرار می‌دهد. بررسی این پدیده از منظر فقه و اخلاق نشان داد که این نوع حمله، از چند جهت در بالاترین سطح حرمت و محکومیت قرار دارد‌: نخست، از حیث فقهی، این رفتار نقض آشکار اصول بنیادینی همچون قاعده لاضرر، حرمت افساد فی‌الأرض، ممنوعیت اتلاف نفس و مال، تسبیب محرم، قتل خفیّ و غدر جنگی است؛ اصولی که در فقه اسلامی برای حفظ جان، امنیت، کرامت و نظم عمومی جامعه وضع شده‌اند. حمله به چرخه غذا، نه‌تنها سلامت جسمی افراد را به خطر می‌اندازد، بلکه نظم اجتماعی و... را نیز تخریب می‌کند. بر پایه این اصول، آلودگی عمدی مواد غذایی در جنگ بیولوژیک، یکی از شدیدترین مصادیق جرم شرعی و قابل انطباق با عنوان‌هایی مانند افساد فی‌الأرض است.

دوم، از منظر اخلاق زیستی، این عمل نقض صریح اصل عدم‌ضرر، اصل عدالت، اصل احترام به کرامت انسانی و اصل رازداری و شفافیت در سلامت است. اخلاق زیستی تأکید دارد که انسان نه ابزار بلکه غایت است، اما در حملات بیولوژیک مبتنی بر آلودگی غذا، بدن انسان به‌عنوان وسیله‌ای برای انتقال بیماری یا ایجاد ترس و اختلال در جامعه استفاده می‌شود. این نقض کرامت انسانی، آلودگی عمدی را به سطحی از بی‌اخلاقی می‌رساند که با هیچ‌یک از معیارهای اخلاق پزشکی، اخلاق سلامت یا اخلاق عمومی سازگار نیست.

بر همین اساس، این رفتار نه‌تنها از نظر حقوقی و بهداشتی قابل محکومیت است، بلکه از نظر فقهی در بالاترین سطوح حرمت قرار می‌گیرد و از نظر اخلاقی، یکی از شدیدترین اشکال تعرض به انسانیت است، که هیچ توجیه سیاسی، نظامی یا امنیتی نمی‌تواند این رفتار را مشروع سازد، زیرا این عمل در تقابل مستقیم با اهداف سه‌گانه شریعت -حفظ نفس، حفظ نسل و حفظ نظام- قرار می‌گیرد.

 

 

  1. منابع و مآخذ

    1. آقالر، عبدالرضا، و راعی، مسعود، ۱۴۰۱، ممنوعیت کاربرد سلاح‌های بیولوژیک از منظر حقوق بین‌الملل کیفری و اسلام، آموزه‌های حقوق کیفری، ۱۹(۲۳)، ۳-۳۲.
    2. اله‌دادی، حبیب‌الله، و لطیف‌منش، حسین، ۱۴۰۳، اگروتروریسم؛ بررسی تهدیدی پنهان در امنیت غذایی و توسعه پایدار کشاورزی در ایران، فصلنامه آماد و فناوری دفاعی، ۷(۳)، ۱۵۳-۱۹۲.
    3. جعفری، مهدی، و طباخیان، فاطمه، ۱۴۰۲، رویکرد بزه‌دیده‌شناسانه به ناامنی غذایی، پژوهش‌های حقوق جزا و جرم‌شناسی، ۱۱(۲۱)، ۳۲۹-۳۶۱.
    4. حبیبی، فریبا؛ لطفیان، لاله؛ نیک‌نام سرابی، حجت؛ و نوبخت، محمدرضا، ۱۴۰۱، اهمیت خودمراقبتی در حملات بیوتروریسم، طب دریا، ۴(۲)، ۸۸-۱۰۰.
    5. حجتی، محمد، و نوشاد، مهدی، ۱۳۹۸، چالش‌های سلامت، کیفیت و امنیت غذا در ایران، مجله پژوهش‌های راهبردی در علوم کشاورزی و منابع طبیعی، ۴(۱)، ۸۱-۹۴.
    6. حمزه‌پور، سعید، و نجفی، مجید، ۱۳۹۵، نوروتوکسین‌های بوتولینوم، یک تهدید واقعی از بیوتروریسم: یک مطالعه مروری کلاسیک، پرستار و پزشک در رزم، ۴(۱۳)، ۲۲۰-۲۲۹.
    7. خسروی، محسن، ۱۳۹۶، بیوتروریسم در آب و مواد غذایی، یافته، ۱۹(۳)، ۱-۱۱.
    8. دهقان، محمد؛ تنهایی، سید نجم‌الدین؛ و فرخنده‌زاده، محسن، ۱۴۰۳، بهره‌برداری از ترورهای بیولوژیک در مناسبات سیاسی و نظامی حکمرانان در تاریخ اسلام، مطالعات تاریخی جنگ، ۷(۴)، ۵۰-۶۲.
    9. رضانژاد، رضا، ۱۴۰۳، شناسایی عوامل جنگ زیستی در امنیت غذایی، دومین همایش ملی پژوهش‌های کاربردی در امنیت غذایی، ایمنی غذایی و سلامت، مشهد.
    10. قاسمی حسین‌آبادی، حسین؛ غفاری، محمد؛ و رضوانی، علیرضا، ۱۴۰۳، مصادیق جرایم افساد فی‌الارض در آیات قرآن، مطالعات فقه و حقوق اسلامی، ۱۶(۳۴)، ۱۷۱-۱۹۶.
    11. قدیری، حسین، ۱۴۰۲، امکان‌سنجی اجرای قاعده لاضرر در فعالیت‌های اطلاعاتی و امنیتی، فصلنامه دیدگاه‌های حقوق قضایی، ۲۸(۱۰۲)، ۱۸۱-۲۰۶.
    12. کلانتری، فرهاد، ۱۴۰۲، اقدام‌های اساسی ارتش جمهوری اسلامی ایران در دفاع بیولوژیک، علوم و فنون نظامی، ۱۹(۶۳)، ۱۱۹-۱۴۶.
    13. محمدخانی، محمد، ۱۴۰۱، عوامل و ویژگی‌های جنگ بیولوژیک و پدافند غیرعامل، همایش ملی جنگ بیولوژیک: ماهیت، ابعاد، پیامدها و راهکارها، دامغان.
    14. محمدی نوآبادی، محمد؛ حیدری، محمدعلی؛ و فهیم، محسن، ۱۳۹۹، تحلیل ادله قرآنی و فقهی اقدامات پیش‌دستانه در مقابله با جنگ بیولوژیک، نشریه قرآن و طب، ۵(۲)، ۱۳۰-۱۳۸.
    15. معصوم‌بیگی، حسین، ۱۳۸۲، آشنایی با عوامل جنگ بیولوژیک، تهران: اسپند هنر.
    16. ملکی، محمد، ۱۳۹۹، بررسی دیدگاه فقه اسلامی نسبت به حمله بیولوژیک / علت گرایش دولت‌ها به حمله بیولوژیک، بازیابی شده از https: //iqna.ir/fa/news/3895521
    17. مهدوی دامغانی، عباس، و معین‌الدینی، سید شمس‌الدین احمد، ۱۳۹۰، امنیت غذایی و اخلاق زیستی در کشاورزی پایدار، اخلاق در علوم و فناوری، ۶(۲)، ۶۵-۷۲.
    18. مهدوی، فاطمه، ۱۴۰۰، تأملی فقهی بر محاربه بودن یا نبودن ناقلان ویروس‌های کشنده، فقه و تاریخ تمدن، ۷(۴)، ۱۵-۲۴.

     

     

     

  • تاریخ دریافت 15 اردیبهشت 1405