دوفصلنامه علمی تفسیر تطبیقی روایی

دوفصلنامه علمی تفسیر تطبیقی روایی

مبانی اخلاقی ـ رفتاری مقاومت در قرآن کریم (مطالعه تطبیقی روایات تفسیری فریقین)

نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت

نویسنده
استادیار گروه معارف اسلامی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
چکیده
«مقاومت» در قرآن کریم مفهومی چندبُعدی و ریشه‌دار در هویت ایمانی است که نقش بنیادی در سامان‌دهی رفتار فردی و جمعی مؤمنان در مواجهه با تهدیدها و انحراف‌ها دارد. در میان ابعاد مختلف آن، مبانی اخلاقی ـ رفتاری جایگاهی محوری دارند؛ زیرا زمینه تربیت درونی، ثبات عملی و همبستگی اجتماعی را برای تحقق پایداری فراهم می‌سازند. با وجود توجه گسترده دو سنت تفسیری شیعه و اهل‌سنّت به آیات مرتبط، تبیین تطبیقی این مبانی هنوز نیازمند پژوهشی منسجم است.این پژوهش با هدف استخراج، تبیین و تحلیل تطبیقی مبانی اخلاقی ـ رفتاری مقاومت در قرآن کریم بر اساس روایات تفسیری فریقین انجام شده است تا چارچوبی نظام‌مند برای فهم نقش صبر، التزام به دستور الهی و وحدت در ساختار مقاومت ایمانی ارائه دهد. روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی با رویکرد مقایسه‌ای است. داده‌ها از طریق گردآوری اسنادی و تحلیل محتوای روایات تفسیری دو مکتب شیعه و اهل‌سنّت در تفسیر آیات مرتبط با استقامت، صبر، پایبندی عملی و انسجام اجتماعی به دست آمده است. این پژوهش نشان داد که مبانی اخلاقی ـ رفتاری مقاومت در قرآن، در هر دو مکتب شیعه و اهل‌سنت بر صبر، نماز، استقامت و اعتصام استوار است و این مفاهیم بنیان‌های پایداری فردی و جمعی را شکل می‌دهند. تفاوت‌ها عمدتاً در دامنه تفسیر است؛ شیعه مقاومت را با ولایت و هدایت اهل‌بیت^ گره می‌زند، در حالی‌که اهل‌سنت آن را بر توحید، طاعت و انسجام اجتماعی متمرکز می‌کنند. با وجود این افتراقات، نتیجه نهایی آن است که مقاومت قرآنی در هر دو دیدگاه، فرآیندی اخلاقی ـ عبادی است که بدون این چهار رکن تحقق نمی‌یابد.

تازه های تحقیق

 

چکیده مبسوط

بیان مسئله‌: مفهوم «مقاومت» در قرآن کریم یکی از ارکان هویت ایمانی و از سازوکارهای بنیادین حفظ پایداری فردی و جمعی جامعه مؤمنان در برابر تهدیدها، انحراف‌ها و بحران‌های اخلاقی و اجتماعی است. این مفهوم، تنها به معنای ایستادگی فیزیکی یا موضع‌گیری سیاسی محدود نیست؛ بلکه در منظومه قرآنی، بر پایه مجموعه‌ای از مبانی اخلاقی و رفتاری استوار می‌شود که به تربیت درونی، تقویت اراده و سامان‌بخشی به رفتار فردی و جمعی منتهی می‌گردد. محورهای اصلی این مبانی در آیات قرآن، به‌ویژه در موضوعاتی چون صبر، استقامت، نماز، اعتصام و ترک تفرقه ظهور می‌یابد. با وجود حضور پررنگ این مفاهیم در دو سنت تفسیری شیعه و اهل‌سنّت، تبیین تطبیقی و نظام‌مند آن‌ها بر اساس روایات تفسیری فریقین کمتر مورد پژوهش قرار گرفته است.

هدف‌: مطالعه حاضر با هدف استخراج، تحلیل و مقایسه این مبانی، بر آن است تا چارچوبی علمی برای فهم نقش اخلاق و رفتار در شکل‌دهی به مقاومت ایمانی ارائه کند.

روش تحقیق‌: روش این پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی با رویکرد مقایسه‌ای است. داده‌ها از طریق گردآوری اسنادی و تحلیل محتوای روایات تفسیری شیعه و اهل‌سنّت درباره آیات مرتبط با صبر، استقامت، نماز، التزام عملی و انسجام اجتماعی به دست آمده‌اند. در این رویکرد، ابتدا مفاهیم کلیدی پژوهش شامل «مقاومت»، «مبانی اخلاقی ـ رفتاری»، «روایات تفسیری» و «فریقین» تعریف شده‌اند تا از هرگونه ابهام در تفسیر جلوگیری شود. بر اساس بررسی‌های لغوی و تفسیری، مقاومت در قرآن مفهومی فراتر از ایستادگی ظاهری است و با عناصری چون ثبات قدم، اعتماد به وعده الهی، نظم اخلاقی و خودمهارگری پیوند خورده است. آیات متعددی همچون «اصبروا وصابروا ورابطوا» و «فاستقم کما أمرت» نشان می‌دهند که مقاومت امری تدریجی، ریشه‌دار و برخاسته از تربیت اخلاقی است.

یافته‌ها‌: یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که مبانی اخلاقی ـ رفتاری مقاومت در قرآن کریم، در هر دو سنت تفسیری شیعه و اهل‌سنّت، عمدتاً حول چهار محور مشترک است‌: صبر، نماز، استقامت و اعتصام. هر دو مکتب، صبر را نیرویی اخلاقی برای کنترل نفس، مدیریت انگیزه‌ها و پایداری در برابر فشارهای درونی و بیرونی دانسته‌اند. نماز در نگاه فریقین، پناهگاه معنوی و سنگری برای آرامش‌بخشی و بازسازی روانی مؤمنان در شرایط سخت است و سیره پیامبر| در پناه بردن به نماز در بحران‌ها، در هر دو سنت به‌عنوان الگویی عملی مورد تأکید قرار گرفته است. استقامت نیز در هر دو رویکرد، استمرار عملی ایمان و پایبندی بی‌انحراف به مسیر حق تعریف شده است و اعتصام و ترک تفرقه، مبنای انسجام اجتماعی و مقاومت جمعی شمرده شده‌اند.

با وجود این اشتراکات، بررسی تطبیقی نشان می‌دهد که تفاوت‌ها بیشتر در گستره تفسیر و میزان تأکید بر عناصر خاص است. در روایات تفسیری شیعه، صبر علاوه بر بُعد اخلاقی، به «صوم»، ترک ریاست‌های باطل و پذیرش حق نیز تفسیر شده و استقامت پیوند وثیق با ولایت و هدایت اهل‌البیت^ دارد. در مقابل، تفاسیر اهل‌سنّت بیشتر بر توحید، انجام فرائض، ترک شرک و نظم اجتماعی متمرکز هستند و مفهوم «حبل‌الله» را قرآن، جماعت و عهد الهی می‌دانند. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که گرچه مبانی اخلاقی مقاومت در هر دو سنت مشترک است، اما چارچوب معنایی و دامنه تأکیدها در هر مکتب متفاوت است.

نتیجه‌: مقاومت قرآنی در هر دو دیدگاه شیعه و اهل‌سنّت، فرآیندی اخلاقی ـ عبادی است که بدون چهار رکن صبر، نماز، استقامت و اعتصام تحقق نمی‌یابد. تفاوت اصلی آن است که رویکرد شیعه، مقاومت را با ولایت، هدایت اهل‌بیت^ و پشتیبانی معنوی الهی گره می‌زند؛ در حالی‌که رویکرد اهل‌سنّت بیشتر بر توحید، طاعت الهی، انسجام اجتماعی و پرهیز از تفرقه تأکید دارد. این پژوهش با برجسته‌سازی نقاط اشتراک و افتراق دو سنت، چارچوبی نظام‌مند برای فهم مبانی اخلاقی ـ رفتاری مقاومت در قرآن ارائه می‌دهد و می‌تواند مبنایی برای پژوهش‌های عمیق‌تر در مطالعات تطبیقی قرآن و سنت باشد.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Behavioral and Ethical Foundations of Resistance in the Holy Qur’an (Comparative Study of Exegetical Narrations of Both Sunni and Shia Traditions)

نویسنده English

Sayyed Reza Mosavi
Assistant Professor, Department of Islamic Studies, Gorgan Branch, Islamic Azad University, Gorgan, Iran
چکیده English

 
Resistance in the Holy Qur’an is a multidimensional concept deeply rooted in the identity of faith and plays a fundamental role in shaping the individual and collective behavior of believers when confronting threats and deviations. Among its various dimensions, the ethical and behavioral foundations occupy a central place, since they provide the basis for inner moral formation, practical steadfastness, and social cohesion necessary for sustaining perseverance. Despite the considerable attention given by both Shi‘a and Sunni exegetical traditions to the relevant verses, a systematic comparative examination of these foundations remains limited.
This study aims to extract, clarify, and comparatively analyze the ethical and behavioral foundations of resistance in the Qur’an based on the exegetical narrations of the two schools (Shi‘a and Sunni), thereby presenting a structured framework for understanding the roles of patience, adherence to divine commands, and unity within the structure of faith‑based resistance. The research employs a descriptive‑analytical method with a comparative approach. Data were gathered through documentary research and content analysis of exegetical narrations from both traditions concerning verses related to steadfastness, patience, practical commitment, and social cohesion.
The findings show that the ethical and behavioral foundations of Qur’anic resistance in both Shi‘a and Sunni perspectives rest upon patience, prayer, steadfastness, and holding fast to God, forming the pillars of individual and collective endurance. Differences appear mainly in interpretation.

کلیدواژه‌ها English

Keywords: Resistance
Holy Qur’an
Exegetical Narrations
Shi‘a and Sunni Traditions
Ethical Foundations

مبانی اخلاقی ـ رفتاری مقاومت در قرآن کریم (مطالعه تطبیقی روایات تفسیری فریقین)

چکیده

«مقاومت» در قرآن کریم مفهومی چندبُعدی و ریشه‌دار در هویت ایمانی است که نقش بنیادی در سامان‌دهی رفتار فردی و جمعی مؤمنان در مواجهه با تهدیدها و انحراف‌ها دارد. در میان ابعاد مختلف آن، مبانی اخلاقی ـ رفتاری جایگاهی محوری دارند؛ زیرا زمینه تربیت درونی، ثبات عملی و همبستگی اجتماعی را برای تحقق پایداری فراهم می‌سازند. با وجود توجه گسترده دو سنت تفسیری شیعه و اهل‌سنّت به آیات مرتبط، تبیین تطبیقی این مبانی هنوز نیازمند پژوهشی منسجم است.این پژوهش با هدف استخراج، تبیین و تحلیل تطبیقی مبانی اخلاقی ـ رفتاری مقاومت در قرآن کریم بر اساس روایات تفسیری فریقین انجام شده است تا چارچوبی نظام‌مند برای فهم نقش صبر، التزام به دستور الهی و وحدت در ساختار مقاومت ایمانی ارائه دهد. روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی با رویکرد مقایسه‌ای است. داده‌ها از طریق گردآوری اسنادی و تحلیل محتوای روایات تفسیری دو مکتب شیعه و اهل‌سنّت در تفسیر آیات مرتبط با استقامت، صبر، پایبندی عملی و انسجام اجتماعی به دست آمده است. این پژوهش نشان داد که مبانی اخلاقی ـ رفتاری مقاومت در قرآن، در هر دو مکتب شیعه و اهل‌سنت بر صبر، نماز، استقامت و اعتصام استوار است و این مفاهیم بنیان‌های پایداری فردی و جمعی را شکل می‌دهند. تفاوت‌ها عمدتاً در دامنه تفسیر است؛ شیعه مقاومت را با ولایت و هدایت اهل‌بیت^ گره می‌زند، در حالی‌که اهل‌سنت آن را بر توحید، طاعت و انسجام اجتماعی متمرکز می‌کنند. با وجود این افتراقات، نتیجه نهایی آن است که مقاومت قرآنی در هر دو دیدگاه، فرآیندی اخلاقی ـ عبادی است که بدون این چهار رکن تحقق نمی‌یابد.

واژگان کلیدی‌: مقاومت، قرآن کریم، روایات تفسیری، فریقین، مبانی اخلاقی.

 

 

 

مقدمه

مفهوم «مقاومت» در قرآن کریم نه‌تنها یک واکنش موقعیتی، بلکه یکی از ارکان بنیادین هویت ایمانی و سازوکاری راهبردی برای پایداری جامعه مؤمنان در برابر انحرافات فکری، تهدیدات بیرونی و فشارهای روانی ـ اجتماعی است. مبانی اخلاقی ـ رفتاری این مفهوم، حلقه وصل باور دینی با عمل جمعی را شکل می‌دهند و از طریق تقویت اراده، انسجام درونی و مدیریت بحران، زمینه‌ساز تداوم حیات طیبه در بستر چالش‌ها می‌گردند. با وجود حضور گسترده و عمیق این مبانی در آیات قرآن و بازتاب آن در روایات تفسیری فریقین (شیعه و اهل‌سنّت)، تاکنون تحلیل تطبیقی منسجمی که بتواند ساختار اخلاقی ـ رفتاری مقاومت را با تکیه بر منابع حدیثی مشترک و متمایز تبیین کند، صورت نگرفته است.

مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که مبانی اخلاقی‌ـرفتاری مقاومت در قرآن، مبتنی بر روایات تفسیری فریقین، کدام‌اند و چگونه در قالب مفاهیمی همچون صبر (به‌مثابه مدیریت هیجانات و استمرار در مسیر حق)، استقامت (به‌عنوان ثبات قدم در التزام به ارزش‌ها) و وحدت (به‌مثابه همبستگی اجتماعی در برابر تفرقه‌افکنی) ساختار عملی مقاومت را می‌سازند. در حالی که بیشتر پژوهش‌های پیشین با رویکردی تاریخی، سیاسی یا جامعه‌شناختی به موضوع مقاومت نگریسته‌اند، خلأ یک تحلیل نظام‌مند و تطبیقی از مبانی اخلاقی ـ رفتاری آن بر مبنای روایات تفسیری دو مکتب کلامی ـ فقهی عمده اسلامی همچنان احساس می‌شود. این تحقیق می‌کوشد با ارائه چارچوبی مستند، میان‌رشته‌ای و مقایسه‌ای، این شکاف معرفتی را جبران کند.

آیات قرآن مبانی یادشده را در قالب توصیه‌های اخلاقی، الگوهای رفتاری پیامبران و امت‌های پیشین، و نیز هشدارهای اجتماعی بیان کرده‌اند، اما نبود یک الگوی تطبیقی مشترک میان مفسران و محدثان فریقین، باعث پراکندگی فهم‌ها و گاه تفسیرهای غیرهمسو از یک مبنای واحد شده است. ضرورت پژوهش از آنجا ناشی می‌شود که روایات تفسیری ـ به دلیل پیوند با سنت نبوی و امامان معصوم (در نگاه شیعه) یا صحابه و تابعین (در نگاه اهل‌سنّت) ـ امکان تبیین مستند، زمینه‌مند و مقایسه‌پذیر از مبانی اخلاقی مقاومت را فراهم می‌آورند، و بررسی تطبیقی دیدگاه‌های شیعه و اهل‌سنّت درباره مفاهیمی چون صبر، استقامت و وحدت می‌تواند ضمن آشکارسازی نقاط اشتراک و افتراق، به نظریه‌پردازی بومی‌تر و کارآمدتر در حوزه مقاومت دینی بینجامد.

بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش چنین صورتبندی می‌شود‌: مبانی اخلاقی‑رفتاری مقاومت در قرآن، بر اساس روایات تفسیری فریقین، کدام‌اند و چگونه تبیین می‌شوند؟ و در قالب سه پرسش فرعی به‌دنبال آن هستیم‌:

  1. ساختار و محتوای روایات تفسیری شیعه درباره «صبر و استقامت» در نسبت با مقاومت چگونه است؟
  2. ساختار و محتوای روایات تفسیری اهل‌سنّت درباره «وحدت و همبستگی اجتماعی» در بستر مقاومت چگونه است؟
  3. نقاط اشتراک و افتراق میان دیدگاه‌های فریقین در این مبانی چیست و چه نسبتی با یکدیگر دارند؟

الف. مفاهیم تحقیق

«مقاومت» در قرآن مفهومی الهی پیوندخورده با صبر و استقامت است؛ آیات «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا» (آل‌عمران: 200) و «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ» (هود: 112) بر این معنا تأکید دارند. ریشه «ق‌و‌م» ثبات و استمرار را نشان می‌دهد (زبیدی، بی‌تا، 17/592؛ ابن‌اثیر، 1418‌: 4/125). ابن‌مسکویه صبر را «مقاومة النفس الهوى» دانسته است (ابن‌عربی، 1421‌: 102) و در فقه، مقاومت در «جهاد دفاعی» تحلیل می‌شود (مشکینی، بی‌تا، 245). آیات «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَینَا صَبْرًا…» (بقره: 250) و «وَلَینصُرَنَّ اللَّهُ…» (حج: 40) استمرار ایمانی مقاومت را بیان می‌کنند. «مبانی اخلاقی ـ رفتاری» به پرورش درونی و التزام عملی مربوط‌اند و «روایات تفسیری» پیامبر|، اهل‌بیت^ و صحابه (فریقین) مبنای این تحلیل‌اند.

ب. مبانی اخلاقی ـ رفتاری

مبانی اخلاقی ـ رفتاری مقاومت در قرآن بر تربیت درونی و التزام عملی استوار است. این مبانی با تقویت صبر، سامان‌دادن رفتار مؤمنانه و ایجاد انسجام جمعی، استقامت را از واکنشی مقطعی به پایداری سنجیده و منضبط تبدیل کرده و توان فرد و جامعه را برای ایستادگی در مسیر حق افزایش می‌دهند.

  1. صبر، پشتوانه روانی ـ اخلاقی و عنصر محوری استقامت

صبر در منطق قرآن بنیادی‌ترین نیروی روانی و اخلاقی برای حرکت در مسیر حق و ایستادگی در برابر جریان‌های باطل است و علاوه بر یک فضیلت فردی، سازوکار راهبردی مقاومت اجتماعی نیز به‌شمار می‌رود. قرآن آن را شرط پیروزی و معیار استواری معرفی می‌کند؛ چنان‌که می‌فرماید‌: «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ» (بقره‌: 45؛ نیز‌: 153)، و «وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (انفال‌: 46). «معیت الهی» در این آیات، صبر را به پشتوانه‌ای روحی برای پایداری تبدیل می‌کند. در آیه «إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا یضُرُّکُمْ کَیدُهُمْ شَیئًا» (آل‌عمران‌: 120)، صبر عامل بی‌اثر شدن فشار دشمن معرفی شده و آیه «کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ…» (بقره‌: 249) امکان پیروزی اقلیت مؤمن را مشروط به آن می‌داند. قرآن در تربیت شخصیت مقاوم نیز صبر را عامل استحکام اراده برمی‌شمرد‌: «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً… لَمَّا صَبَرُوا» (سجده‌: 24)، و در آیه «وَمَا صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ» (نحل‌: 127)، آن را نیرویی الهی می‌خواند. در سطح اجتماعی، صبر ستون پایداری امت است‌: «وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ» (بقره‌: 155)، و الگوی پیامبران در آیه «فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ» (احقاف‌: 35). بر همین اساس، امام خامنه‌ای صبر را عنصر راهبردی پیشرفت ملت‌ها دانسته‌اند (خامنه‌ای، 4/4/1391).

در تفسیر شیعه، بحرانی در البرهان، ذیل آیه «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ»، روایات عیاشی (1380‌: 1/68) را نقل کرده و صبر را فراتر از تحمّل، شامل پرهیز از حرام، حفظ امانت و ترک ریاست باطل دانسته است (بحرانی، 1415‌: 1/357). وی همچنین صبر را تحمل مصیبت و شکیبایی در مسیر پاداش می‌خواند (همان؛ نیز‌: فیض کاشانی، 1415‌: 1/126؛ حویزی، 1415‌: 1/76؛ قمی مشهدی، 1368‌: 2/196؛ عیاشی، 1380‌: 1/44؛ طباطبایی، 1390‌: 1/154). فیض کاشانی در الصافی (1415‌: 1/126) با نقل روایات کافی، فقیه و عیاشی، صبر را «صوم» دانسته و آن را ابزار تقویت اراده و مهار نفس معرفی می‌کند؛ همچنین به پناه‌بردن امیرالمؤمنین× به نماز در سختی‌ها اشاره دارد.

در سنت اهل‌سنّت، ابن‌کثیر در تفسیر القرآن العظیم، صبر و نماز را «دو ابزار راهبردی مقاومت» دانسته و صبر را «حبس نفس بر طاعت» معرفی می‌کند (ابن‌کثیر، 1419‌: 1/155–157؛ نیز‌: ابن‌أبی‌حاتم، 1419‌: 1/102؛ ثعالبی، 1418‌: 1/231–232؛ طبرانی، 2008‌: 1/160). طبری نیز در جامع‌البیان، صبر و نماز را راهبرد پایداری بر عهد الهی می‌خواند و آن را ویژه خاشعین می‌داند (طبری، 1408‌: 1/205).

  1. پایبندی به دستور الهی؛ بنیاد استقامت و پایداری در مسیر حق

پایبندی به دستور الهی، بنیادی‌ترین مبنای مقاومت در منطق قرآن کریم است؛ زیرا ایمان حقیقی، معیار رفتار را از تمایلات شخصی و فشارهای بیرونی به فرمان الهی منتقل می‌سازد و استقامت را به تکلیفی اخلاقی ـ سیاسی تبدیل می‌کند. صریح‌ترین دستور الهی به استقامت در آیه «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ…» (هود‌: 112) آمده که نشان می‌دهد پایداری پیامبر| و جامعه مؤمن برخاسته از اطاعت الهی است، نه امیال فردی. همین فرمان در شوری‌: 15 نیز تکرار شده و هرگونه پیروی از هوا را برابر با خروج از مسیر مقاومت می‌شمرد. آیات دیگری این اصل را تقویت می‌کنند، مانند‌: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا…» (فصلت‌: 30؛ نساء‌: 66) که استقامت را سبب نزول ملائکه می‌داند، و آیه انفال‌: 46 که اطاعت را شرط انسجام جمعی معرفی می‌کند. بدین‌سان، فرمان الهی موتور محرک مقاومت و استقامت، ثمرۀ عبودیت است و جامعه‌ای که رفتار خود را بر ارادۀ الهی بنا کند، در برابر تهدید، تطمیع و فشار روانی استکبار دچار تردید نمی‌شود و استقامت را به کنش جمعیِ پایدار تبدیل می‌کند.

در روایات نورالثقلین ذیل آیه «إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ…»، استقامت به‌عنوان «پایبندی عملی و مستمر به توحید و هدایت» معرفی شده است (حویزی، 1415‌: 4/546ـ548)؛ امری که بنیان مقاومت درونی و بیرونی مؤمن در برابر سلطه‌جویی است. گزارش‌های بصائر الدرجات و الخرائج همراهی فرشتگان با اولیای الهی را تبیین کرده و روایات کافی، تفسیر اهل‌البیت^ و تفسیر علی بن ابراهیم، استقامت را «ثبات بر کتاب، سنت و عبادت صحیح» دانسته‌اند. در نهج‌البلاغه نیز امیرالمؤمنین ع آن را «نگه‌داشتن مسیر حق» معرفی کرده و در مجمع‌البیان آمده است که پیامبر| فرمودند‌: «بسیاری گفتند ربّنا الله، ولی پایدار نماندند». امام رضا ع نیز بر تداوم عملی آن تأکید کرده‌اند. این روایات، ثمرۀ نهایی استقامت را نزول فرشتگان «عند الموت» و بشارت «أَلّا تَخافُوا وَلا تَحْزَنُوا» دانسته‌اند. منابعی چون نورالثقلین (حویزی، 1415‌: 4/546–548)، بصائر الدرجات (صفار، 1404‌: 91)، کافی (کلینی، 1363‌: 1/420)، تفسیر علی بن ابراهیم، نهج‌البلاغه (شریف رضی، 1407‌: 253)، مقاتل (1423‌: 2/300)، قمی مشهدی (1368‌: 6/250) و فیض کاشانی (1415‌: 2/475؛ 1418‌: 2/1116؛ حویزی، 1415‌: 4/546–547؛ بحرانی، 1415‌: 4/789) همگی استقامت را «سلوک پایدار مقاومت» و پیوندخورده با امنیت الهی می‌دانند.

در منابع اهل‌سنّت، ابن‌کثیر استقامت را «پایداری بی‌انحراف بر توحید» و عامل ثبات در برابر تهدیدها معرفی می‌کند (ابن‌کثیر، 1419‌: 1/155–157). طبری آن را «وفاداری مداوم به عهد الهی و منع نفس از هوا» دانسته است (طبری، 1408‌: 1/205). سیوطی نیز در الدرّ المنثور، بر اساس نقل ترمذی، نسائی، بزار، ابویعلی، ابن‌جریر، ابن‌أبی‌حاتم، ابن‌عدی و ابن‌مردویه، استقامت را «ثبات عملی بر توحید و فرائض» تفسیر کرده است (سیوطی، 1404‌: 5/364؛ ر.ک‌: طبری، 1408‌: 12/75؛ طبرانی، 2008م، ج5/429؛ جرجانی، 1430‌: 2/546).

  1. وحدت و همبستگی؛ اصل رفتاری و اجتماعی در فرآیند مقاومت

وحدت و همبستگی اجتماعی از اصول بنیادین تمدن‌ساز در قرآن و سنت نبوی است؛ انسانی که بنابر دیدگاه ابن‌خلدون «مدنی‌بالطبع» است، تنها در پرتو تعاون و همکاری جمعی حیات می‌یابد. ازاین‌رو قرآن، وحدت را فریضه‌ای الهی و شرط بقای جامعه ایمانی دانسته و تفرقه را عامل سقوط و فرسایش توان جمعی معرفی می‌کند. آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آل‌عمران‌: 103؛ حجرات‌: 10) مؤمنان را به تمسّک جمعی به «حبل‌الله» و ترک پراکندگی فرامی‌خواند و آیه «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا…» (انفال‌: 46) پیامد تفرقه را زوال قدرت بیان می‌کند. همچنین قرآن فلسفه بعثت پیامبران را جلوگیری از اختلاف معرفی کرده است‌: «کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً…» (بقره‌: 213) و رسالت آنان را بر محور «أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا» (شوری‌: 13) سامان داده است. علامه طباطبایی شمول این فرمان را ناظر به همه اعصار می‌داند (طباطبایی، 1390‌: 18/30). مناسکی چون جمعه، جماعت، حج و امر به معروف کارکرد وحدت‌بخش دارند؛ چنان‌که آیه «إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الَّذِینَ یقَاتِلُونَ… صَفًّا» (صف: 4) وحدت سازمان‌یافته را شرط نصرت الهی می‌داند.

در تفسیر فرات کوفی، آیه «وَاعْتَصِمُوا…» بنیاد انسجام و مقاومت دانسته شده و پیامبر| «علی ع» را مصداق «حبل‌الله» معرفی کرده‌اند‌: «أنا نبیّ‌الله و علیٌّ حبلُه» (کوفی، 1410‌: 90–91). امام باقر ع نیز ولایت علی ع را «الحبلُ الّذی مَن تَمَسَّکَ به…» خوانده و در تفسیر عیاشی، امام کاظم ع «علی بن أبی‌طالب» را «حبل‌الله المتین» و امام باقر ع «آل‌محمد ص» را ریسمان اعتصام جمعی دانسته‌اند (عیاشی، 1380‌: 1/195؛ ر.ک‌: ابوحمزه ثمالى، 1420‌: 138).

سیوطی در الدرّ المنثور، روایات ابن‌مسعود، سعید بن منصور، ابن‌أبی‌شیبه، ابن‌جریر، ابن‌المنذر و طبرانی را نقل کرده که «حبل‌الله» را قرآن، جماعت، طاعت، اخلاص، عهد الهی و اسلام دانسته‌اند (سیوطی، 1404‌: 2/61). به‌گفته او، اعتصام به قرآن و وحدت، بنیان اخلاقی–رفتاری استقامت جامعه است. طبرانی نیز با نقل از مقاتل (طبرانی، 2008‌: 2/100) واقعه اوس و خزرج را نمونه نقش ترک تفرقه در مهار بحران می‌داند. مفسران، «حبل‌الله» را دین، قرآن، جماعت و اسلام تفسیر کرده‌اند و در احادیث نبوی، قرآن «حبل‌الله المتین» و «نور مبین» خوانده شده است (همان، 100). همچنین «الجماعة» فرقه نجات‌یافته معرفی شده و ترک شرک، اعتصام جمعی و اطاعت از رهبری مشروع محبوب خدا دانسته شده است (همان). بدین‌سان «اعتصام» و «وَلَا تَفَرَّقُوا» ساختار مقاومت درونی و بیرونی امت را شکل می‌دهند و جامعه را در برابر فتنه و سلطه‌جویی پایدار می‌سازند (سیوطی، 1404‌: 2/61؛ طبرانی، 2008‌: 2/100؛ صنعانی، 1411‌: 1/134؛ ابن‌أبی‌حاتم، 1419‌: 3/724).

نتیجه‌گیری

مبانی اخلاقی ـ رفتاری مقاومت در قرآن کریم، بر اساس گزارش‌های تفسیری شیعه و اهل‌سنت، بر چهار محور اصلی صبر، نماز، استقامت و اعتصام استوار است. بررسی تطبیقی تفاسیر فریقین نشان می‌دهد که هر دو مکتب این مفاهیم را صرفاً آموزه‌های عبادی یا اخلاق فردی نمی‌دانند، بلکه آن‌ها را پایه‌های مقاومت در سطح فردی و اجتماعی تلقی می‌کنند. صبر در هر دو دیدگاه نیروی مهارکننده نفس و عامل پایداری در برابر فشارهای درونی و بیرونی است. نماز نیز به‌عنوان پناهگاه معنوی و عامل آرامش در بحران‌ها معرفی شده و سیره پیامبر| در پناه بردن به نماز، الگویی از مقاومت معنوی دانسته شده است. استقامت استمرار عملی ایمان و پایداری بر حق به‌شمار می‌آید و اعتصام و پرهیز از تفرقه، اساس انسجام اجتماعی و مقاومت جمعی معرفی می‌شود.

با وجود این اشتراکات، تفاوت‌هایی در تبیین معنای این مفاهیم دیده می‌شود. در تفسیر صبر، روایات شیعه علاوه بر معنای اخلاقی، آن را به صوم نیز تفسیر کرده و شامل ترک ریاست‌های باطل و پذیرش حق دانسته‌اند؛ در حالی که مفسران اهل‌سنت بیشتر بر حبس نفس بر طاعت و تحمل در برابر معصیت تأکید دارند. در تفسیر استقامت نیز تفاسیر شیعی آن را با ولایت و هدایت اهل‌بیت ع پیوند می‌دهند، در حالی که تفاسیر اهل‌سنت بر توحید، انجام فرائض و ترک شرک تمرکز دارند. در تفسیر «حبل‌الله» نیز شیعه آن را قرآن همراه با ولایت و اهل‌بیت ع می‌داند، اما در تفاسیر اهل‌سنت به قرآن، جماعت، عهد الهی یا دین اسلام تفسیر شده است. در مجموع، هر دو مکتب مقاومت را فرآیندی اخلاقی، عبادی و اجتماعی می‌دانند که تحقق آن در گرو صبر، نماز، استقامت و اعتصام است.

  • تاریخ دریافت 15 اردیبهشت 1405