دوفصلنامه علمی تفسیر تطبیقی روایی

دوفصلنامه علمی تفسیر تطبیقی روایی

راهبردهای قرآنی بازدارندگی در برابر دشمن؛ (بررسی تطبیقی روایات ذیل آیۀ 60 سورۀ انفال)

نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت

نویسنده
گروه قرآن و علوم. دانشکده قرآن و حدیث. جامعة المصطفی العالمیه. قم. قم؛ گروه توسعه فناوری سلامت. دانشکده پزشکی. دانشگاه علوم پزشکی
چکیده
بروز صدمات و آسیب‌های ناشی از جنگ، علاوه بر از بین رفتن نفوس بسیاری از مردم، هزاران دلار از اموال کشورها را از بین برده و حقوق انسان‌ها را ضایع می‌نماید. از مهم‌ترین راهبردهای اساسی برای مواجهه درست، مشروع و قانونمند، نقش دفاعی در برابر دشمن و پرهیز از شروع جنگ است که در نگاه قرآنی و روایی، مانند آیه ۶۰ سوره انفال، می‌توان راهبردهای قرآنی در بازدارندگی در برابر دشمن را ارائه داد. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد قرآنی و روایی به استخراج راهبردهای قرآنی می‌پردازد. برای جمع‌آوری اطلاعات به قرآن کریم، کتب تفاسیر، روایات معصومین (علیهم‌السلام)، نرم‌افزارهای جامع التفاسیر و جامع الاحادیث و پایگاه‌های اطلاعاتی مانند  Magiran، Noor Mags، SID و Science Direct مراجعه شد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که برای بازدارندگی دشمن از تجاوز، راهبردهای قرآنی همچون افزایش قدرت جنگی و تدافعی، هدف‌مداری دینی در تهیه سلاح و افزایش قدرت جنگی، و شناسایی دشمنان پیدا و پنهان مطرح می‌گردد. از نگاه قرآنی و روایی، تبعیت از راهبردهای قرآن و عترت و سبک زندگی اسلامی، زمینه‌های نفوذ دشمن و شیطان را در زندگی انسان بسته و می‌تواند سد دفاعی در مقابل وسوسه‌های دشمن برای شروع جنگ، و نیز شیوه‌ای تدافعی برای مقابله با دشمن پس از شروع جنگ، با تکیه بر استفاده از راهبردهای بازدارندگی باشد.

تازه های تحقیق

چکیده مبسوط

بیان مسئله: بروز صدمات و آسیب‌های ناشی از جنگ، علاوه بر از بین رفتن نفوس مردم، هزاران دلار از اموال کشورها را از بین برده و حقوق انسان‌ها را ضایع می‌نماید. پس از بررسی چالش‌های جنگ و تجاوز دشمن، برای پیشگیری و بازدارندگی، از مهم‌ترین راهبردها جهت مواجهه درست، مشروع و قانونمند، نقش دفاعی و بازدارندگی در برابر دشمن بر محور قرآن و عترت است.

هدف: هدف اصلی این پژوهش، تبیین چالش‌های پیش روی مقابله با دشمن (با تأکید بر جنگ و تجاوز) و ارائه راهبردهای بازدارندگی مبتنی بر قرآن و عترت است. نویسنده در پی آن است که نشان دهد با شناسایی انواع چالش‌ها (مبنایی، روشی، محتوایی، غایتی) و با تکیه بر منابع اسلامی، می‌توان به راهبردهای عملیاتی برای پیشگیری از تجاوز دشمن و دفاع مشروع دست یافت. در نهایت، هدف فرعی، ارائه چارچوبی دینی برای بازدارندگی و مقابله با جنگ‌افروزان است.

روش پژوهش: از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد قرآنی-روایی می‌باشد. جمع‌آوری اطلاعات از قرآن، تفاسیر، روایات و پایگاه‌های اطلاعاتی Magiran، Noor Mags، SID و Science Direct است.

یافته‌ها: نشان می‌دهد که برای بازدارندگی دشمن از تجاوز به حقوق، اموال و نفوس مردم، می‌توان بر مبنای قرآن و عترت، راهبردهایی برای بازدارندگی در برابر دشمن سرلوحه کار قرار داد. نمونه آن آیه 60 سوره انفال است.

در بررسی چالش‌های مبنایی، چالش مطلق‌انگاری تجاوز با هر نگاه خصمانه، جهل‌زدگی یا فارغ بودن از عقل و خرد، توجه بیش از حد به قدرت پوشالی تجاوزگران، عدم صلاحیت استعمارگران در پاسخگویی به تمام نیازهای مخاطبان جهانی، انتظارات بی‌جا و بی‌مورد از استعمارگران و ظالمان، طرح مباحث امنیتی بازتابی از فرهنگ زمانه، تعصب و تقلیدهای کورکورانه از گذشتگان بدون بررسی در تمدن‌های کهن، واکنش‌های افراطی و تفریطی با متجاوز و ستم‌دیده، افراط در تعیین گستره ظلم، جور و ستمگری، نظریات ناصحیح و استناد به فرضیات ظنی مطرح می‌گردد.

در بررسی چالش‌های روشی، چالش آسیب‌ها در روند فهم و اجرای دفاع و جهاد، تکیه بر فرضیه‌های ظنی، استناد به منابع جعلی و اسرائیلیات، برخورد گزینشی با موضوع امنیت، جهاد و دفاع، عدم عرضه مباحث دفاع، جهاد و مبارزه با ستمگران بر منابع آسمانی و دینی خاصه اسلام، عدم توجه به راهکارهای حل تعارض‌های ظاهری و باطنی (پیدا و پنهان)، طرح گسترده مباحث غیرمرتبط با حوزه امنیت و جهاد و دفاع برای تشویش اذهان عمومی و انحراف ذهنی مطرح می‌گردد.

در بررسی چالش‌های محتوایی، چالش تکلف در تطبیق گزاره‌های جهاد و مقاومت با جنگ، عدم مطابقت واژگان نظامی و قدرت‌طلبانه با واژگان دفاع و جهاد، التقاط و برداشت مادی‌محض یا حداکثری از جنگ و انکار یا حداقلی نگریستن به ابعاد ماورایی، عدم توجه به سبک‌های مختلف در دفاع، جهاد و مبارزه با ظلم بر اساس زمان، مکان و شرایط خاص از نگاه کتب آسمانی و عدم عدالت‌محوری کامل و جامع مطرح می‌گردد.

در بررسی چالش‌های غایتی، چالش تقدس‌یافتن فرضیه‌های ظالمانه جنگ و تجاوز، نبود ضمانت اجرایی خاص برای حفظ کیان و تمامیت ارضی کشورها، نبود نظام حقوقی جامع یا جامعیت قانونمند، نبود نظام مکتبی (رفتاری-اجتماعی) و نبود نظام نظارتی مستمر و به‌جا مطرح می‌گردد. از منظر قرآن و احادیث، هر یک از این چالش‌ها پاسخگویی دارد که به‌عنوان راهبرد عملیاتی می‌توان از آنها بهره برد.

با توجه به شناخت چالش‌های موجود، برای بازدارندگی دشمن از منظر قرآن و احادیث، راهبردها و راهکارهایی مطرح می‌شود تا به کار بستن آنها، قدرت بازدارندگی دشمن از تجاوز و آسیب را فراهم نماید. از جمله این راهبردها: افزایش قدرت جنگی و تدافعی، شناسایی دشمنان پیدا و پنهان، استفاده از منابع برای آماده‌سازی، هدف‌گذاری برای آمادگی حضور در جهاد اسلامی، توجه به اینکه همیشه و همه‌جا گفت‌وگو و مذاکره کارساز و کافی نیست، وحدت و یکپارچگی با وحدت ملی و دینی، استفاده از نیروی بازدارنده در مقابل نیروی تجاوزگر، اعتماد و توکل به خدا، داشتن شعار همگانی، آمادگی همه‌جانبه و همیشگی، دل سپردن به وعده الهی، بازداشتن از جنگ همه‌جانبه، و جرات‌افزایی و مقاومت‌سازی است.

نتیجه: از نگاه قرآنی و روایی، تبعیت از راهبردهای قرآن و عترت و سبک زندگی اسلامی، زمینه‌های نفوذ دشمن و شیطان را در زندگی انسان بسته و می‌تواند سد دفاعی در مقابل وسوسه‌های دشمن برای شروع جنگ، و نیز شیوه‌ای تدافعی برای مقابله با دشمن پس از شروع جنگ، با تکیه بر استفاده از راهبردهای بازدارندگی باشد. با شناخت روزآمد چالش‌های نحوه مواجهه با دشمن، استخراج راهبردهای روزآمد بازدارندگی و نحوه مواجهه با دشمن از متون قرآنی و روایی با نگاه نخبگانی، و بررسی تطبیقی بین روش‌های بازدارندگی دینی با نظرات و تجربیات بشری، می‌توان به راهبردهایی علمی و عملی مبتنی بر وحی دست یافت.

 

 

کلیدواژه‌ها

چکیده

بروز صدمات و آسیب‌های ناشی از جنگ، علاوه بر از بین رفتن نفوس بسیاری از مردم، هزاران دلار از اموال کشورها را از بین برده و حقوق انسان‌ها را ضایع می‌نماید. از مهم‌ترین راهبردهای اساسی برای مواجهه درست، مشروع و قانونمند، نقش دفاعی در برابر دشمن و پرهیز از شروع جنگ است که در نگاه قرآنی و روایی، مانند آیه ۶۰ سوره انفال، می‌توان راهبردهای قرآنی در بازدارندگی در برابر دشمن را ارائه داد. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد قرآنی و روایی به استخراج راهبردهای قرآنی می‌پردازد. برای جمع‌آوری اطلاعات به قرآن کریم، کتب تفاسیر، روایات معصومین (علیهم‌السلام)، نرم‌افزارهای جامع التفاسیر و جامع الاحادیث و پایگاه‌های اطلاعاتی مانند  Magiran، Noor Mags، SID و Science Direct مراجعه شد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که برای بازدارندگی دشمن از تجاوز، راهبردهای قرآنی همچون افزایش قدرت جنگی و تدافعی، هدف‌مداری دینی در تهیه سلاح و افزایش قدرت جنگی، و شناسایی دشمنان پیدا و پنهان مطرح می‌گردد. از نگاه قرآنی و روایی، تبعیت از راهبردهای قرآن و عترت و سبک زندگی اسلامی، زمینه‌های نفوذ دشمن و شیطان را در زندگی انسان بسته و می‌تواند سد دفاعی در مقابل وسوسه‌های دشمن برای شروع جنگ، و نیز شیوه‌ای تدافعی برای مقابله با دشمن پس از شروع جنگ، با تکیه بر استفاده از راهبردهای بازدارندگی باشد.

واژگان کلیدی: قرآن، بازدارندگی، تفسیر تطبیقی، دشمن، راهبردهای قرآنی.

مقدمه

شایان توجه است که بروز صدمات و آسیب‌های ناشی از جنگ، علاوه بر از بین بردن نفوس بسیاری از مردم، تخریب طبیعت و محیط زندگی مردم و موجودات زنده، هزینه‌های مالی و سرمایه‌ای و تخریب زیرساخت‌های حیاتی مردم و کشورها را از بین برده و حقوق انسان‌ها را ضایع می‌نماید. برای دستیابی به راهبردهایی اساسی جهت پیشگیری از بروز جنگ و همچنین بازدارندگی از حمله و تجاوز دشمن، فرضیه‌های متعددی در دنیا از سوی اندیشمندان و متخصصان علوم مختلف با نگاه‌های گوناگون (امپریالیستی، کمونیستی، پوزیتیویستی و اومانیستی) مطرح گردیده است، اما هر یک از منظری قابل نقد و دارای اشکال است. اما از منظر کلام وحی، برای مواجهه درست، مشروع و قانونمند، راهبردهایی برای نقش دفاعی در برابر دشمن و پرهیز از شروع جنگ مطرح می‌گردد که کمتر از این زاویه مورد توجه بوده است.

در این پژوهش، برای بازدارندگی دشمن از تجاوز با رویکردی انتقادی، تحلیل، مستند و مستدل، راه‌کارهای عملیاتی و راهبردی از منظر قرآن و عترت مطرح است که برخی از آنها در ادامه بیان می‌شود.

  1. افزایش قدرت جنگى و تدافعی‏

در آیه شریفه ۶۰ سوره انفال، به یک اصل حیاتی در هر عصر و زمانی اشاره شده است: «و در برابر دشمنان هر قدر توانایی دارید از نیرو و قدرت آماده سازید» (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ). یعنی در انتظار نمانید تا دشمن به شما حمله کند و آنگاه آماده مقابله شوید، بلکه از پیش باید به حد کافی آمادگی در برابر هجوم‌های احتمالی دشمن داشته باشید (مکارم شیرازی، ۱۳۷۱: ۷/۲۲۱). این قدرت‌ها می‌تواند قدرت اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ... باشد که نقش بسیار مؤثری در پیروزی بر دشمن دارد. تفسیر نورالثقلین از «من لایحضره الفقیه» آورده است که یکی از مصداق‌های «قوّة» در آیه، سیاه کردن موهای سفید با رنگ است؛ یعنی اسلام حتی رنگ موها را که به سرباز بزرگسال چهره‌ای جوان‌تر می‌دهد تا دشمن مرعوب گردد، از نظر دور نداشته است و این نشان می‌دهد که مفهوم «قوّة» در آیه فوق چه اندازه وسیع است (حویزی، بی‌تا، ۲/۱۶۵).

  1. شناسایی دشمنان پیدا و پنهان

خداوند متعال، علاوه بر دشمنانی که می‌شناسید، از دشمنان دیگری یاد می‌کند که آنها را نمی‌شناسید: «وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ». مفسران، افزون بر دشمنان آشکار، از دشمنان پنهان نیز یاد می‌کنند که در صورت آمادگی کامل سپاه اسلام، آنان نیز به وحشت می‌افتند: «وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ» (توبه: ۱۰۱)؛ یعنی بعضی از اهل مدینه در نفاق و دورویی جسور و سرکش هستند، تو آنها را نمی‌شناسی ولی ما آنها را می‌شناسیم. در عبارت «لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ» (شما آنها را نمی‌شناسید، خداوند آنها را می‌شناسد) اشاره به این است که شما آنها را نمی‌شناسید، زیرا آنها نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند و «لا إله إلا اللَّه» و «محمّد (ص) رسول اللَّه» می‌گویند، ولی خداوند آنها را می‌شناسد؛ زیرا بر نهان‌ها آگاه است (طبرسی، 1374: ۲/۴۹۶).

  1. استفاده از منابع برای آماده‌سازی

تهیه نیرو و قوه کافی، ابزار و اسلحه جنگی و وسایل مختلف دفاعی، نیاز به سرمایه مالی دارد. لذا خداوند متعال به مسلمانان دستور می‌دهد که باید با همکاری عمومی این سرمایه را فراهم سازند و بدانند هر چه در این راه بدهند، در راه خدا داده‌اند و هرگز گم نخواهد شد و آنچه در راه خدا انفاق شود، به آنان بازگردانده خواهد شد: «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ». حتی فراتر از آن را بیان می‌فرماید که تمام آنها و بیشتر از آن به شما می‌رسد و هیچ‌گونه ستمی بر شما وارد نمی‌گردد: «وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ». تعبیر «شیء» مفهومی وسیع دارد و شامل هر چیز اعم از جان و مال، قدرت فکری یا نیروی منطق و یا هر گونه سرمایه دیگری می‌شود که در راه تقویت بنیه دفاعی و نظامی مسلمانان در برابر دشمن انفاق می‌گردد و از نظر خدا پنهان نخواهد ماند؛ بلکه آن را محفوظ داشته و به موقع به آنان می‌دهد (خرمدل، ۱۳۸۴: ۳/۳۴۷).

  1. هدف­گذاری برای آمادگی حضور در جهاد اسلامى‏

هدف از آمادگی، به کشته‌دادن انسان‌ها نیست. هدف این است که دشمن به حقوق مردم تجاوز نکند، از ما بترسد، زور نگوید و حق و عدالت رعایت شود. با وجود این، خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها» (انفال: 61)؛ «اگر آنها تمایل به صلح نشان دادند، تو نیز دست آنها را عقب نزن و تمایل نشان ده». از آنجا که به هنگام امضای پیمان صلح، غالباً افراد گرفتار تردیدها و دودلی‌ها می‌شوند، به پیامبر دستور می‌دهد در قبول پیشنهاد صلح تردیدی به خود راه ندهد و چنانچه شرایط آن منطقی، عاقلانه و عادلانه باشد، آن را بپذیرد و بر خدا توکل کند؛ زیرا خداوند هم گفتگوهای شما را می‌شنود و هم از نیات شما آگاه است: «وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ». با این حال، به پیامبر و مسلمانان هشدار می‌دهد که ممکن است در پیشنهادهای صلح، خدعه و نیرنگی در کار باشد و صلح را مقدمه‌ای برای ضربه غافلگیرانه قرار دهند یا هدفشان تأخیر در جنگ برای فراهم نمودن نیروی بیشتر یا تجدید قوا باشد. البته خداوند متعال اتکاء به خود را یادآوری می‌نماید که نگرانی به خود راه ندهید؛ زیرا خداوند کفایت کار شما را می‌کند و در همه حال پشتیبان شماست (مکارم شیرازی، ۱۳۷۱: ۷/۲۳۱).

  1. توجه به همیشه و همه­جا گفتگو و مذاکره کارساز و کافى نبودن

همیشه و در بسیاری از موارد، دشمن با مذاکره فرصت بیشتری برای خود می‌خرد تا تجدید قوا کند. باید با توان و قدرت به میدان آمد «مِنْ قُوَّةٍ». در آیه ۶۲ سوره انفال، خداوند متعال می‌فرماید: «وَ إِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ»؛ «اگر بخواهند به سبب صلح تو را فریب دهند و حیله به خرج دهند»، به این گونه که بخواهند آتش جنگ را با صلح روشن کنند تا خودشان آماده جنگ شوند و یاران تو اسلحه بر زمین گذارند؛ پس نترس (سلطان علی شاه، ۱۳۲۷: ۶/۷۳).

  1. وحدت و یکپارچگى با وحدت ملی و دینی

وحدت و یکپارچگی نیز نوعی قدرت است، زیرا با تفرقه نمی‌توان دشمن را ترساند: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ». در اسلام، همه مسلمانان سربازند و بسیج مردمی ضروری است (أَعِدُّوا، تُرْهِبُونَ، تُنْفِقُوا و...). از سوی دیگر، اسلام باید نظام و حکومت داشته باشد، زیرا بدون آن دشمنان هراسی ندارند (تُرْهِبُونَ بِهِ). وحدت و یکپارچگی در سایه توجه به همه ارزش‌های الهی و حفظ آن در کنار حقوق انسان‌هاست (عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ). در اسلام، مکتب و کرامت انسان مد نظر است، نه اینکه اغراض شخصی، نژادی و قومی مبنا باشد (عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ) (قرائتی، ۱۳۸۸: ۳/۳۴۷). اسلام، نیروهای نظامی بازدارنده می‌خواهد.

  1. استفاده از نیروى بازدارنده در مقابل نیروى تجاوزگر

آیه شریفه «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ» بر اصلی مشتمل است که جامعه بشری را از هرج‌ومرج نگه می‌دارد و به ستمگران زورمند اجازه نمی‌دهد که زندگی مردم را بازیچه خود قرار دهند و از آنان بهره‌کشی کنند. این اصل، عبارت است از: به وجود نیرویی که در اختیار حق‌طلبان و عدالت‌خواهان قرار گیرد و آنان با این نیرو جلو ستمکاران و باطل‌گرایان را بگیرند و نیز آنها را وادارند تا به حکم خدا و آیین او گردن نهند؛ آیینی که تمام مردم را فرا می‌خواند تا بر طبق قوانین و سنت‌های هستی زندگی کنند و هیچ‌کس از آن انحراف پیدا نکند و چنانچه کسی بخواهد این قوانین را زیر پا بگذارد، این نیرو او را وادار سازد که به این سنت‌ها و قوانین بازگردد. اگر دانشمندان و خردمندان درباره سبب مشکلات و مصیبت‌های زندگی تحقیق کنند، درخواهند یافت که این سبب، همان ضعف نیروی بازدارنده در برابر تجاوز و زورگویی نیروی متجاوز است. به‌عنوان نمونه می‌توان از نیرویی که ایالات متحده آمریکا در اختیار دارد یاد کرد؛ نیرویی که آمریکا آن را برای چپاول و غارت به کار می‌گیرد و جز مبارزه ملت‌های بی‌دفاع، مانعی بر سر راهش وجود ندارد (مغنیه، ۱۴۰۰: ۳/۷۷۰).

  1. اعتماد و توکل به خدا

در آیه شریفه «وَ إِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ»، پیرامون معنای توکل باید گفت که معنای توکل این نیست که انسان به اعتماد به خداوند متعال، اسباب ظاهری را هیچ‌کاره و لغو بداند؛ بلکه معنایش این است که اعتماد قطعی به اسباب نداشته باشد و بداند آنچه از اسباب ظاهری سببیتش برای انسان هویدا می‌گردد، نمونه‌ای بیش نیست و چه بسا اسباب دیگری است که ما از آنها آگاه نیستیم. سبب تام و کامل که هرگز از مُسَبِّب خود تخلف نمی‌پذیرد و حامل اراده خداوند سبحان است، همان تمامیت و مجموع همه این سبب‌هاست. پس توکل عبارت است از اینکه انسان وثوق و اعتماد خود را متوجه خداوند سبحان کند که همه اسباب عالم بر محور مشیت او دور می‌زند (طباطبایی، ۱۴۰۲: ۹/۱۵۵).

  1. داشتن شعار همگانی

تعبیر آیه «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» به قدری وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانی کاملاً تطبیق می‌کند و اگر این دستور بزرگ اسلامی به‌عنوان یک شعار همگانی در همه جا تبلیغ شود و مسلمانان از کوچک و بزرگ، عالم و غیر عالم، نویسنده و گوینده، سرباز و افسر، کشاورز و بازرگان، در زندگی خود آن را به کار بندند، برای جبران عقب‌ماندگی‌شان کافی است. سیره عملی پیامبر اکرم (ص) و پیشوایان بزرگ اسلام نیز نشان می‌دهد که آنها برای مقابله با دشمن از هیچ فرصتی غفلت نمی‌کردند؛ در تهیه سلاح و نفرات، تقویت روحیه سربازان، انتخاب محل اردوگاه و انتخاب زمان مناسب برای حمله به دشمن و به کار بستن هرگونه تاکتیک جنگی، هیچ مطلب کوچک و بزرگی را از نظر دور نمی‌داشتند (مکارم شیرازی، ۱۳۷۱: ۲/۱۶۴).

  1. آمادگی همه جانبه و همیشگی

در آیه شریفه «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»، خداوند متعال به جامعه اسلامی خطاب نموده که از جمله وظایف آن است که مسلمانان پیوسته آماده دفاع در مقابل بیگانگان بوده و از حقوق خود دفاع نمایند و از خطر تجاوز آنان لحظه‌ای غفلت روا نیست. اجتماعات بشری که از اقوام و طوائف مختلف تشکیل می‌شوند، به لحاظ عقیده و از نظر مصالح مادی با یکدیگر توافق نخواهند داشت، بلکه اقوام دیگر از جمله بیگانگان با مسلمانان معارضه خواهند نمود، همان‌طور که نیروی دفع ضرر و عامل غضب نسبت به دشمن در هر فردی به ودیعت نهاده شده است تا در برابر دشمن دفاع نماید (حسینی همدانی، ۱۳۷۵: ۷/۳۸۵).

  1. دل­سپردن به وعده الهی

خداوند برای اطمینان خاطر نبی مکرّم خود از شرّ کفاری که از جنگ فرار نمودند و در اطراف و جوانب از فرصت برای حمله به مسلمانان استفاده می‌نمودند، می‌فرماید: گمان مکن که ظفر بر آنها از شما فوت شد و آنها بر امر خدا و وعده نصرت او سبقت گرفتند و از دست رفتند. آنها شما را از فتح و ظفر بر خودشان عاجز نمی‌کنند و هر وقت باشد، خدا شما را بر آنها مسلط خواهد فرمود؛ ولی شما هم در تهیه وسائل جنگ از قبیل تیر و کمان و شمشیر و زره و هر چه موجب تقویت و شوکت مسلمانان باشد تا حدی که استطاعت و توان دارید، کوتاهی ننمایید. مخصوصاً اسبان بسته شده برای جهاد در راه خدا را که تا درجه تهیه‌اش در موقع جنگ مشکل است، قبلاً آماده نمائید که موجب رعب و هراس کفار مکه شود که دشمن خدا و شمایند و نیز موجب خوف و بیم سایر کفار شود که شما آنها را نمی‌شناسید؛ چون نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند و به نفاق زندگی می‌کنند و پی فرصت می‌گردند (ثقفی تهرانی، ۱۳۹۸: ۲/۵۴۵).

  1. بازداشتن از جنگ همه جانبه

اصولاً خطر کفار فقط در انحصار جنگ نظامی نیست، بلکه جنگ‌های اخلاقی، عقیدتی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و به‌طور خلاصه هرگونه ضدیت با مسلمانان با اختلاف مراتبشان، جنگ است. بلکه بر مبنای آیاتی همچون «الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ» (قرآن کریم، ۲:۲۱۷) و «الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ» (قرآن کریم، ۲:۱۹۱)، جنگ‌های غیرنظامی گاهی خطرناک‌تر بوده و نیاز به آمادگی و مبارزه بیشتری دارند (صادقی تهرانی، ۱۳۸۸: ۲/۲۹۵).

  1. جرأت و مقاوم سازی

در آیه شریفه «أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ» (از سوی خدا به شما ظلم نمی‌شود) می‌توان گفت اگر نیروی کافی برای مقابله با دشمنان فراهم سازید، از سوی آنان ظلم و ستمی به شما نمی‌شود، چرا که جرأت آن را نخواهند داشت (خرمدل، ۱۳۸۸: ۱/۳۴۸).

نتیجه­گیری

با توجه به شناخت چالش‌های موجود، برای بازدارندگی دشمن از منظر قرآن و احادیث، راهبردها و راهکارهایی مطرح می‌شود تا به کار بستن آنها، قدرت بازدارندگی دشمن از تجاوز و آسیب را فراهم نماید. از جمله این راهبردها عبارتند از: افزایش قدرت جنگی و تدافعی، شناسایی دشمنان پیدا و پنهان، استفاده از منابع برای آماده‌سازی، هدف‌گذاری برای آمادگی حضور در جهاد اسلامی، توجه به اینکه همیشه و همه‌جا گفتگو و مذاکره کارساز و کافی نیست، وحدت و یکپارچگی با وحدت ملی و دینی، استفاده از نیروی بازدارنده در مقابل نیروی تجاوزگر، اعتماد و توکل به خدا، داشتن شعار همگانی، آمادگی همه‌جانبه و همیشگی، دل سپردن به وعده الهی، بازداشتن از جنگ همه‌جانبه، و جرات‌افزایی و مقاومت‌سازی.

پیشنهادات:

  1. شناخت روزآمد چالش‌های نحوه مواجهه با دشمن.
  2. استخراج راهبردهای روزآمد بازدارندگی و نحوه مواجهه با دشمن از متون قرآنی و روایی و نظرات نخبگان.
  3. مقایسه روش‌های بازدارندگی دینی با نظرات و تجربیات بشری.

 

 

  1. منابع و مآخذ

    1. قرآن کریم.
    2. شریف الرضی، ۱۴۰۳ق، نهج‌البلاغه، تهران: مؤسسه نهج البلاغه.
    3. ثقفی تهرانی، محمد، ۱۳۹۸ق، روان جاوید در تفسیر قرآن مجید، تهران: برهان.
    4. حسینی همدانی، محمد، ۱۳۷۵، انوار درخشان در تفسیر قرآن، تهران: لطفی.
    5. حویزی، عبدعلی بن جمعه، ۱۱۱۲ق، تفسیر نورالثقلین، قم: اسماعیلیان.
    6. خرمدل، مصطفی، ۱۳۸۴، تفسیر نور، تهران: احسان.
    7. سلطان علی‌شاه، سلطان محمد بن حیدر، ۱۳۲۷ق، بیان السعادة فی مقام العبادة، بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات.
    8. صادقی تهرانی، محمد، ۱۴۳۲ق، ترجمان فرقان، قم: شکرانه.
    9. طباطبایی، سیدمحمدحسین، ۱۴۰۲ق، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات.
    10. طبرسی، فضل بن حسن، ۱۳۷۴، تفسیر مجمع البیان، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی.
    11. قرائتی، محسن، ۱۳۸۸، تفسیر نور، تهران: مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن.
    12. مغنیه، محمدجواد، ۱۴۰۰ق، تفسیر کاشف، قم: بوستان کتاب.
    13. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، ۱۳۷۱، تفسیر نمونه، قم: مدرسه حضرت امیرالمؤمنین علی×.
    14. میبدی، احمد بن محمد، بی‌تا، تفسیر ادبی عرفانی قرآن، تهران: اقبال.
    15. واشیان، عباس‌علی، ۱۴۰۱، نظام جامع سلامت، قم: سپهر حکمت.
    16. واشیان، عباس‌علی، ۱۴۰۲، نظام جامع سلامت روحی روانی از منظر قرآن و احادیث، قم: سپهر حکمت.

  • تاریخ دریافت 15 اردیبهشت 1405