دوفصلنامه علمی تفسیر تطبیقی روایی

دوفصلنامه علمی تفسیر تطبیقی روایی

جهاد دفاعی و امنیت جمعی در قرآن؛ مطالعه تطبیقی روایات تفسیری فریقین ذیل آیات قتال؛ بقره‌: 190–193

نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت

نویسنده
استادیار و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم
چکیده
 
 


چکیده
پس از اتمام جنگ و برقراری آرامش، مسئله چگونگی رفتار با دشمن سابق و جلوگیری از شعله‌ور شدن مجدد درگیری‌ها، همواره محل بحث بوده است. این پژوهش با استخراج چارچوبی مبتنی بر عدل و حکمت از منابع اسلامی، پاسخ دهد که پس فتنه، رویکرد صحیح در قبال دشمن چیست و چه کسانی مصداق «ظالمین» خواهند بود. اهمیت این پژوهش در ارائه مدلی جامع و اخلاقی برای صلح پایدار، هم برای متخصصان علوم قرآنی، فقهی و حقوق بین‌الملل و هم برای سیاست‌گذاران و افکار عمومی نهفته است. هدف: هدف اصلی این مقاله، استخراج و تبیین دقیق مفهوم «عدوان» (تجاوز) در پس از صلح، تعریف مصادیق «ظالمین» که مستحق برخورد هستند، و ارائه چارچوبی عملیاتی برای تضمین امنیت جمعی بر اساس آموزه‌های قرآنی و روایی است. روش‌شناسی: روش تحقیق در این پژوهش، تحلیلی-توصیفی و مبتنی بر استنباط از منابع نقلی (قرآن کریم و سنت نبوی) است. با استفاده از ابزارهای تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر روایی، و تحلیل لغوی واژگان کلیدی همچون «فتنه»، «دین»، «انتهاء» و «عدوان»، و همچنین با تطبیق روایات فریقین (شیعه و سنی) در خصوص تعریف مصداقی «ظالمین»، مؤلفه‌های اصلی موضوع مورد بررسی قرار گرفته‌اند. یافته‌های کلیدی: یافته‌های کلیدی این پژوهش نشان می‌دهد که منطق برخورد نظامی در اسلام، تا زمان رفع فتنه و استقرار امنیت ادامه می‌یابد. اما به محض تسلیم دشمن و پایان یافتن تهدید، هرگونه اقدام تجاوزگرانه علیه آنان ممنوع و مصداق «عدوان» است. تطبیق روایات، مصادیق این «ظالمین» را مشخص‌تر کرده و راه را برای برخورد عادلانه و بازدارنده هموار می‌سازد.

تازه های تحقیق

چکیده مبسوط

  1. مقدمه و بیان مسئله: مسئله «جنگ و صلح» و تبیین مبانی مشروعیت «جهاد» در اسلام، همواره یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات در حوزه‌های کلامی، فقهی و حقوق بین‌الملل بوده است. در دوران معاصر، با ظهور جریان‌های افراطی از یک سو و ترویج پروژه‌های اسلام‌هراسی از سوی دیگر، خوانش‌های ناصواب از آیات قتال، تصویری خشونت‌آمیز و بی‌قاعده از جهاد ارائه داده‌اند. آیات ۱۹۰ تا ۱۹۳ سوره مبارکه بقره، به عنوان نخستین تشریعات نظامی در مدینه، زیربنای «حقوق جنگ» در اسلام محسوب می‌شوند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که قرآن کریم چگونه میان ضرورت برخورد نظامی با متجاوزان و حفظ امنیت جمعی و کرامت انسانی توازن برقرار کرده است؟ اهمیت این موضوع در آن است که آیات مذکور نه تنها به جنبه‌های سخت‌افزاری نبرد، بلکه به زیرساخت‌های نرم‌افزاری امنیت، از جمله آزادی عقیده، اخلاق نظامی و صیانت از مقدسات پرداخته‌اند. این مقاله تلاش می‌کند با عبور از پیش‌فرض‌های تک‌بعدی، تبیینی جامع از الگوی «دفاع مشروع» در منظومه وحی ارائه دهد.
  2. هدف پژوهش: هدف بنیادین این نوشتار، استخراج و تبیین اصول «امنیت جمعی» و «جهاد دفاعی» از منظر قرآن کریم با تکیه بر روایات تفسیری شیعه و اهل سنت است. این پژوهش در پی آن است که نشان دهد جهاد در اسلام، ماهیتی واکنشی و بازدارنده دارد و هدف غایی آن، نه کشورگشایی یا تحمیل عقیده، بلکه استقرار نظمی عادلانه و رفع فتنه‌هایی است که امنیت عمومی جامعه بشری را تهدید می‌کنند. همچنین، هدف فرعی این تحقیق، دستیابی به وجوه اشتراک و افتراق دیدگاه‌های فریقین در تفسیر این آیات کلیدی است تا از این طریق، قرائتی منسجم و مستدل از دیپلماسی دفاعی اسلام ارائه گردد.
  3. روش‌شناسی تحقیق: این پژوهش با روش «توصیفی-تحلیلی» و با رویکرد «تطبیقی» انجام شده است. برای گردآوری داده‌ها، از منابع کتابخانه‌ای و نرم‌افزارهای تخصصی علوم اسلامی بهره گرفته شده است. در مقام تحلیل، ابتدا متن آیات از منظر لغوی و سیاقی واکاوی شده و سپس روایات تفسیری ذیل آن‌ها در منابع معتبر شیعه (مانند مجمع‌البیان، نورالثقلین و تفسیر عیاشی) و اهل سنت (مانند جامع‌البیان طبری، الجامع لأحکام القرآن قرطبی و الدرالمنثور سیوطی) مورد بررسی قرار گرفته‌اند. در این فرایند، روایات اسباب نزول، احادیث نبوی در تبیین قواعد قتال و سیره عملی معصومین (ع) و صحابه به عنوان قرینه‌های حالیه و مقالیه برای فهم دقیق مراد الهی مورد استناد قرار گرفته‌اند تا سندی جامع برای حقوق جنگ در اسلام تدوین شود.
  4. یافته‌های پژوهش و نتایج: یافته‌های این تحقیق در چند محور اصلی قابل دسته‌بندی است:

   الف) ماهیت دفاعی قتال: بر اساس عبارت «الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ»، روایات فریقین بر این نکته اجماع دارند که تشریع جهاد در ابتدای هجرت، واکنشی به تجاوزگری‌های قریش بوده است. این یافته نشان می‌دهد که در پارادایم قرآنی، «جنگ» تنها علیه «جنگ‌افروزان» مشروعیت دارد. روایات تفسیری تأکید می‌کنند که این آیات، دوران صبر و خودداری محض در مکه را پایان داده و حق دفاع مشروع را به رسمیت شناخته‌اند.

   ب) اخلاق نظامی و قاعده منع اعتداء: تحلیل فراز «وَلَا تَعْتَدُوا» نشان داد که اسلام، جنگ را عرصه‌ای رها از اخلاق نمی‌داند. روایات متعددی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که مصادیق اعتداء را تبیین کرده‌اند؛ از جمله ممنوعیت کشتن زنان، کودکان، سالخوردگان، آسیب رساندن به درختان و مزارع، و مُثله کردن اجساد دشمن. این نتایج ثابت می‌کند که امنیت جمعی در اسلام حتی شامل حال غیرنظامیان جبهه دشمن نیز می‌شود.

   ج) امنیت سرزمینی و حق تقابل: یافته‌های مربوط به آیه «وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ» حاکی از آن است که بازپس‌گیری سرزمین‌های اشغالی و احیای حق حاکمیت، از مؤلفه‌های اصلی امنیت جمعی است. روایات نشان می‌دهند که آوارگی و سلب امنیت سکونتی، از بزرگترین مظالم است که مقابله نظامی برای رفع آن را ایجاب می‌کند.

   د) غایت‌شناسی جهاد (رفع فتنه): تحلیل مفهوم «فتنه» ثابت کرد که در دیدگاه روایی، فتنه به معنای سلب آزادی مذهبی، شکنجه مؤمنان و ایجاد فضای اختناق اجتماعی است. عبارت «وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ» بیانگر آن است که امنیت روانی و آزادی عقیده بر امنیت فیزیکی ارجحیت دارد و جهاد برای تأمین این امنیت (حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ) تشریع شده است.

   هـ) صیانت از مقدسات: یافته‌ها در مورد «مَسْجِدِ الْحَرَامِ» نشان داد که اسلام برای اماکن مقدسه، حریم امنیتی ویژه‌ای قائل است و حتی در مقام دفاع نیز مسلمانان نباید آغازگر جنگ در این مکان‌ها باشند، مگر آنکه دشمن حرمت‌شکنی نماید.

   و) اصالت صلح و پایان‌بخشی به تخاصم: آیات انتهایی (فَإِنِ انتَهَوْا) و روایات ذیل آن‌ها تأکید دارند که غرض از جهاد، کشتار نیست؛ بلکه اصلاح رفتار دشمن است. به محض توقف تجاوز، غفران و رحمت الهی و به تبع آن، مصونیت دیپلماتیک و فیزیکی دشمن برقرار می‌گردد. عبارت «فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِینَ» به عنوان یک اصل حقوقی، تداوم جنگ پس از تسلیم دشمن را جرم‌انگاری کرده است.

  1. نتیجه‌گیری کلیدی: پژوهش حاضر به این نتیجه دست یافت که الگوی قرآن در آیات ۱۹۰ تا ۱۹۳ بقره، یک نظام «امنیت جمعیِ عدالت‌محور» است. برخلاف نظریات رئالیستی در روابط بین‌الملل که قدرت را محور می‌دانند، قرآن «حق» و «عدم اعتداء» را محور قرار داده است. جهاد در این آیات، مکانیزمی برای بازگرداندن صلح است، نه ابزاری برای استیلا.

نتایج تطبیقی نشان داد که هم در مکتب اهل‌بیت (ع) و هم در دیدگاه‌های کلامی اهل سنت، بر جنبه‌های بازدارندگی جهاد تأکید شده است. مهم‌ترین نتیجه کلیدی این است که قرآن کریم جنگ را صرفاً برای «رفع مانع» (فتنه) مجاز می‌داند و به محض رفع مانع، صلح را به عنوان قاعده اولیه حاکم می‌کند. این تحقیق ثابت کرد که قواعد بشردوستانه موجود در این آیات و روایات، قرن‌ها پیش از کنوانسیون‌های بین‌المللی، دقیق‌ترین نظام صیانت از حقوق بشر در زمان جنگ را پایه‌گذاری کرده است. در یک کلام، جهاد قرآنی، «قتال برای صلح» و «دفاع برای امنیت» است.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

عنوان مقاله / English Defensive Jihad and Collective Security in the Qur’an: A Comparative Study of Sunni and Shi‘i Exegetical Narrations on the Verses of Combat (Qur’an 2:190–193)

نویسنده English

Mohammad Mahdi Kariminiya
Assistant professor and member of the academic staff of the Holy Quran University of Sciences and Education
چکیده English

After the cessation of warfare and the restoration of tranquility, the question of how to engage with the former enemy and how to prevent the resurgence of conflict has always been a subject of debate. By deriving a framework grounded in justice and wisdom from Islamic sources, this study seeks to answer what the proper approach toward the enemy should be once fitnah has subsided, and who may be considered among the “wrongdoers” (ẓālimūn). The significance of this research lies in its presentation of a comprehensive and ethical model for sustainable peace—useful for scholars of Qur’anic studies, Islamic jurisprudence, and international law, as well as for policymakers and the broader public.
Objective:
The primary aim of this article is to extract and precisely articulate the concept of ‘udwān (aggression) in the post‑conflict period, to identify the concrete referents of ẓālimūn who merit intervention, and to provide an operational framework for ensuring collective security based on Qur’anic teachings and prophetic tradition.
Methodology:
The methodology of this research is analytical–descriptive, grounded in derivation from transmitted sources (the Qur’an and the Prophetic Sunnah). Utilizing the tools of Qur’an‑by‑Qur’an hermeneutics, narrative exegesis, and lexical analysis of key terms such as fitnah, dīn, intihā’, and ‘udwān, and by comparing Shi‘i and Sunni narrations concerning the concrete definition of ẓālimūn, the core components of the subject have been thoroughly examined.

کلیدواژه‌ها English

Defensive Jihad
Collective Security
Verses of Combat
Fitnah
Prohibition of Aggression in Warfare

جهاد دفاعی و امنیت جمعی در قرآن؛ مطالعه تطبیقی روایات تفسیری فریقین ذیل آیات قتال؛ بقره‌: 190–193

 

چکیده

پس از پایان جنگ و برقراری آرامش، چگونگی رفتار با دشمن پیشین و جلوگیری از بروز دوباره درگیری‌ها همواره محل بحث بوده است. این پژوهش با استخراج چارچوبی مبتنی بر عدل و حکمت از منابع اسلامی، به این پرسش پاسخ می‌دهد که رویکرد صحیح در قبال دشمن پس از رفع فتنه چیست و چه کسانی مصداق «ظالمین» هستند که برخورد با آنان مجاز است. هدف اصلی مقاله، استخراج مفهوم «عدوان» در دوران پس از صلح، تعریف مصادیق «ظالمین» و ارائه چارچوبی عملیاتی برای تضمین امنیت جمعی بر اساس آموزه‌های قرآنی و روایی است. روش پژوهش، تحلیلی‑توصیفی و مبتنی بر استنباط از قرآن و سنت نبوی با استفاده از تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر روایی و تحلیل لغوی واژگان کلیدی همچون «فتنه»، «دین»، «انتهاء» و «عدوان» است. یافته‌ها نشان می‌دهد که منطق برخورد نظامی در اسلام تا زمان رفع فتنه و استقرار امنیت ادامه می‌یابد؛ اما به محض تسلیم دشمن و پایان تهدید، هرگونه اقدام تجاوزگرانه ممنوع و مصداق «عدوان» است. برخورد قاطع تنها منحصر به کسانی است که بر ظلم، عهدشکنی و نقض امنیت اصرار می‌ورزند. نتیجه آنکه اسلام چارچوبی اخلاقی برای مدیریت پس از صلح ارائه می‌دهد که بر پایه عدل، قاطعیت در برابر متجاوزان و پرهیز از تجاوز پس از استقرار آرامش بنا شده است.

واژگان کلیدی‌: جهاد دفاعی، امنیت جمعی، آیات قتال (سوره بقره 190–193)، فتنه، منع اعتداء در جنگ، اخلاق جنگ در اسلام.

 

 

مقدمه

آیات مربوط به جهاد و قتال از جمله مباحث مهم و در عین حال پرچالش در مطالعات قرآنی به‌شمار می‌آیند؛ آیاتی که هم در حوزه تفسیر قرآن و هم در عرصه فقه، کلام و اندیشه سیاسی اسلام نقش بنیادین داشته‌اند. در میان این آیات، مجموعه آیات 190 تا 193 سوره بقره از نخستین آیاتی هستند که به‌طور صریح به مسئله قتال در جامعه اسلامی پرداخته‌اند. این آیات ضمن صدور اجازه قتال برای مسلمانان، قیود و ضوابطی را نیز برای آن بیان می‌کنند؛ از جمله محدود شدن قتال به مقابله با مهاجمان، نهی از تعدی و تجاوز، توجه به حرمت مسجدالحرام، و تأکید بر پایان درگیری در صورت پایان یافتن دشمنی. از همین رو، این آیات در ادبیات تفسیری و فقهی مسلمانان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مستندات قرآنی در تبیین ماهیت دفاعی جهاد و نقش آن در حفظ امنیت جامعه اسلامی مورد توجه قرار گرفته‌اند.

با این حال، فهم دقیق این آیات تنها در چارچوب تحلیل الفاظ قرآنی حاصل نمی‌شود، بلکه روایات تفسیری نقل‌شده از پیامبر اکرم|، اهل‌بیت^ و نیز صحابه و تابعین نقش مهمی در تبیین ابعاد معنایی و مقاصد این آیات داشته‌اند. در میراث تفسیری مسلمانان، مجموعه‌ای از روایات در ذیل این آیات نقل شده که هر یک می‌تواند در روشن ساختن مفاهیمی همچون حدود مشروعیت قتال، مفهوم فتنه، حرمت قتال در مسجدالحرام و شرایط پایان جنگ نقش‌آفرین باشد. از این‌رو، بررسی تطبیقی این روایات در منابع شیعه و اهل سنت می‌تواند به فهم دقیق‌تر مراد قرآن و نیز به تبیین دیدگاه اسلام درباره نسبت میان جهاد دفاعی و امنیت جمعی کمک کند.

بر این اساس، مسئله اصلی این پژوهش آن است که روایات تفسیری شیعه و اهل سنت ذیل آیات 190 تا 193 سوره بقره چه برداشتی از ماهیت قتال در اسلام ارائه می‌کنند و این روایات تا چه اندازه بر جنبه دفاعی جهاد و نقش آن در تأمین امنیت جمعی جامعه اسلامی تأکید دارند. به بیان دیگر، پرسش محوری مقاله آن است که در پرتو روایات تفسیری فریقین، این آیات چه تصویری از مشروعیت قتال، حدود آن و هدف نهایی آن در نظام اجتماعی اسلام ترسیم می‌کنند.

در دهه‌های اخیر، پژوهش‌های متعددی درباره جهاد در قرآن، آیات قتال و نیز تحلیل‌های فقهی و تفسیری مربوط به آن انجام شده است. برخی از این پژوهش‌ها به بررسی مفهوم جهاد در قرآن پرداخته‌اند و برخی دیگر به تحلیل تاریخی یا فقهی آیات قتال توجه داشته‌اند. همچنین در برخی مطالعات، روایات تفسیری مربوط به این آیات مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، بخش قابل توجهی از این آثار یا به بررسی دیدگاه یک مذهب بسنده کرده‌اند، یا رویکرد تطبیقی میان روایات تفسیری شیعه و اهل سنت را به‌صورت متمرکز دنبال نکرده‌اند. از این رو، مطالعه‌ای که به‌طور خاص به تحلیل تطبیقی روایات تفسیری فریقین ذیل آیات 190 تا 193 سوره بقره بپردازد و نسبت آن را با مفهوم جهاد دفاعی و امنیت جمعی تبیین کند، همچنان می‌تواند خلأیی در ادبیات پژوهشی این حوزه را پوشش دهد.

هدف این مقاله آن است که با بررسی تطبیقی روایات تفسیری نقل‌شده در منابع معتبر شیعه و اهل سنت، دلالت‌های این آیات را در زمینه جهاد دفاعی و کارکرد آن در حفظ امنیت جمعی جامعه اسلامی روشن سازد. روش پژوهش در این مقاله توصیفی ـ تحلیلی با رویکرد تطبیقی است؛ بدین معنا که ابتدا روایات تفسیری مرتبط با آیات مورد نظر از منابع فریقین گردآوری شده، سپس با تحلیل محتوایی و مقایسه میان آن‌ها، نقاط اشتراک و افتراق دیدگاه‌ها تبیین می‌شود.

اهمیت این پژوهش از آن جهت است که آیات قتال همواره در کانون مباحث تفسیری، فقهی و حتی گفت‌وگوهای معاصر درباره نسبت اسلام با مسئله جنگ و صلح قرار داشته‌اند. بررسی دقیق روایات تفسیری فریقین می‌تواند نشان دهد که در سنت تفسیری اسلامی، این آیات بیش از آنکه بیانگر رویکردی تهاجمی باشند، در چارچوب دفاع از جامعه اسلامی و رفع فتنه و ناامنی تفسیر شده‌اند. از این رو، چنین پژوهشی می‌تواند در تبیین نگاه متوازن قرآن به مسئله قتال و نیز در روشن ساختن مبانی قرآنی امنیت جمعی در اندیشه اسلامی نقش مهمی ایفا کند.

الف. جایگاه‌شناسی قتال

یکی از واژگان کلیدی در آیات مورد بحث، واژه «قتال» است که در آیه 190 سوره بقره به‌صورت امر الهی آمده است‌: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» (بقره‌: 190).

  1. تعریف لغوی قتال

واژه «قتال» از ریشه «ق-ت-ل» گرفته شده است. اصل این ریشه در زبان عربی به معنای از بین بردن جان و کشتن است. (ابن‌فارس، 1404‌: 5/56). با این حال، هنگامی که این ریشه در قالب «باب مفاعله» (قاتل ـ یقاتل) به کار می‌رود، دلالت بر کنش متقابل و درگیری دو سویه دارد. از همین رو «قتال» به معنای درگیری و جنگ میان دو طرف است، نه صرفاً کشتن یک‌جانبه (ابن‌منظور، 1414‌: 11/547). راغب اصفهانی نیز معتقد است که قتال از قتل گسترده‌تر است، زیرا بر رویارویی و مقابله دلالت دارد (راغب اصفهانی، 1412‌: 667).

  1. تعریف اصطلاحی قتال

در ادبیات قرآنی و روایی، «قتال» اصطلاحی خاص‌تر از «جهاد» به‌شمار می‌آید. «جهاد» مفهومی عام است که هرگونه تلاش و مجاهدت در راه خدا را در بر می‌گیرد و در منابع اسلامی به گونه‌های مختلفی مانند جهاد با نفس (جهاد اکبر)، جهاد فرهنگی و تبلیغی، و جهاد نظامی تقسیم شده است (طباطبائی، 1417‌: 2/61). در مقابل، «قتال» به‌طور خاص به مبارزه مسلحانه و درگیری نظامی با دشمن اشاره دارد. از این رو می‌توان گفت هر قتال در چارچوب جهاد قرار می‌گیرد، اما هر جهادی لزوماً به معنای قتال نیست.

این تمایز در کاربردهای قرآنی نیز قابل مشاهده است. در آیه مورد بحث، قرآن کریم به‌جای واژه «جاهدوا» از تعبیر «قاتلوا» استفاده کرده است‌: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یقَاتِلُونَکُمْ». مفسران این نکته را ناظر به ماهیت خاص حکم دانسته‌اند؛ زیرا آیه در مقام بیان حکم جنگ و درگیری مسلحانه است. در عین حال، این قتال با دو قید مهم همراه شده است‌: نخست، قید «فی سبیل الله» که جهت الهی و مشروعیت آن را مشخص می‌کند؛ و دوم، قید «الذین یقاتلونکم» که نشان می‌دهد این قتال در برابر کسانی است که آغازگر جنگ هستند.

ب. جایگاه‌شناسی «اعتداء»

یکی از مفاهیم بنیادین در آیات قتال، واژه «اعتداء» است که در آیه 190 سوره بقره به‌عنوان قیدی مهم در مشروعیت قتال مطرح شده است‌: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» (بقره‌: 190).

  1. معنای لغوی اعتداء

واژه «اعتداء» از ریشه «ع-د-و» گرفته شده است. اصل این ریشه در زبان عربی به معنای گذشتن از حد و مرز و تجاوز از حدود مقرر است. (ابن‌فارس، 1404‌: 4/249؛ ابن‌منظور، 1414‌: 15/74). راغب اصفهانی نیز می‌نویسد‌: عدوان آن است که انسان از حدی که باید بدان بسنده کند فراتر رود (راغب اصفهانی، 1412‌: 553). بنابراین، در کاربرد لغوی، «اعتداء» مفهومی عام دارد و هرگونه تجاوز از حدود عدالت و انصاف را دربرمی‌گیرد؛ خواه در روابط فردی باشد یا در عرصه اجتماعی و حتی در میدان جنگ.

  1. معنای اصطلاحی اعتداء در آیات قتال

در آیه 190 سوره بقره، اعتداء در چارچوب مسئله قتال مطرح شده است. در این آیه، پس از آنکه قرآن کریم به مسلمانان اجازه می‌دهد با کسانی که با آنان می‌جنگند مقابله کنند، بلافاصله آنان را از تجاوز نهی می‌کند‌: «وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ». مفسران این نهی را بیانگر اصل مهمی در اخلاق جنگ اسلامی دانسته‌اند؛ اصلی که نشان می‌دهد حتی در شرایط جنگ نیز مسلمانان موظف‌اند حدود الهی را رعایت کنند. از نظر طَبَری، مقصود از نهی از اعتداء آن است که مسلمانان از حدودی که خداوند در جنگ تعیین کرده فراتر نروند و با کسانی که اهل جنگ نیستند نجنگند (طبری، 1420‌: 3/566). از نظر قُرطُبی نیز اِعتداء شامل کشتن کسانی می‌شود که در جنگ مشارکت ندارند، مانند زنان، کودکان و راهبان (قرطبی، 1387‌: 2/350). از نظر مفسران شیعی، مثل علامه طباطبایی، نهی از اعتداء به این معناست که مسلمانان در جنگ تنها با جنگجویان دشمن مقابله کنند و از تجاوز به غیرجنگجویان یا ارتکاب اعمالی که با عدالت و انسانیت ناسازگار است پرهیز نمایند (طباطبائی، 1417‌: 2/63).

ج. جایگاه‌شناسی «فتنه»

یکی از واژگان کلیدی در آیات قتال سوره بقره، واژه «فتنه» است که در دو آیه مهم از این مجموعه آیات به کار رفته است‌: «وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ» (بقره‌: 191) و «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ» (بقره‌: 193).

  1. معنای لغوی فتنه

واژه «فتنه» از ریشه «ف-ت-ن» گرفته شده است. لغویان عرب اصل این ریشه را به معنای آزمایش و امتحان دانسته‌اند. (ابن‌فارس، 1404‌: 4/472). در توضیح منشأ این معنا گفته شده است که عرب‌ها برای خالص‌سازی طلا، آن را در آتش قرار می‌دادند تا ناخالصی‌های آن جدا شود؛ این عمل را «فتن الذهب بالنار» می‌نامیدند. از همین رو، واژه «فتنه» در اصل به معنای قرار دادن چیزی در معرض آزمایش و امتحان برای آشکار شدن حقیقت آن بوده است (راغب اصفهانی، 1412‌: 623). با گذشت زمان، این واژه در کاربردهای گسترده‌تری به کار رفت و معانی دیگری همچون آزمایش سخت، عذاب، آشوب، گمراهی و فریب را نیز دربر گرفت. (ابن‌منظور، 1414‌: 13/317). بر این اساس، «فتنه» در کاربرد لغوی مفهومی گسترده دارد که محور مشترک آن «قرار گرفتن در شرایط آزمون سخت و بحران‌آفرین» است؛ شرایطی که ممکن است به انحراف، فشار یا آشوب منجر شود.

  1. معنای اصطلاحی فتنه در آیات قتال

در آیات مورد بحث از سوره بقره، «فتنه» معنایی خاص‌تر پیدا می‌کند و در سیاق تاریخی نزاع میان مسلمانان و مشرکان مکه به کار رفته است. مفسران قرآن با توجه به شأن نزول این آیات، فتنه را به اقداماتی تفسیر کرده‌اند که مشرکان برای بازداشتن مسلمانان از ایمان و بازگرداندن آنان به کفر انجام می‌دادند. (طبری، 1420‌: 3/571). به تعبیر دیگر، مشرکان نه تنها به دشمنی نظامی با مسلمانان می‌پرداختند، بلکه آنان را تحت فشار و شکنجه قرار می‌دادند تا از ایمان خود دست بردارند.

د. جایگاه‌شناسی «امنیت اجتماعی (امنیت جمعی)»

  1. معنای لغوی امنیت

واژه «امنیت» از ریشه «أ-م-ن» گرفته شده است. لغویان عرب اصل این ریشه را به معنای آرامش و رفع خوف دانسته‌اند. این ریشه بر دو معنای نزدیک به هم دلالت دارد‌: یکی امانت در برابر خیانت، و دیگری آرامش و از میان رفتن ترس (ابن‌فارس، 1404‌: 1/133). از نظر راغب اصفهانی نیز، امنیت به معنای آرامش نفس و از میان رفتن خوف است (راغب اصفهانی، 1412‌: 90؛ ابن‌منظور، 1414‌: 13/21). بر این اساس، در معنای لغوی، امنیت حالتی است که در آن انسان از تهدید و اضطراب رهایی می‌یابد و در آرامش و اطمینان زندگی می‌کند. این مفهوم می‌تواند ابعاد گوناگونی داشته باشد؛ از جمله امنیت جانی، مالی، روانی و اجتماعی.

  1. معنای اصطلاحی امنیت اجتماعی یا امنیت جمعی

در علوم سیاسی و حقوق بین‌الملل معاصر، اصطلاح «امنیت جمعی» (Collective Security) به نظامی از روابط و سازوکارها گفته می‌شود که هدف آن حفظ صلح، جلوگیری از تجاوز و تأمین امنیت برای همه اعضای یک جامعه یا نظام بین‌المللی است. در این رویکرد، امنیت یک امر فردی یا محدود به یک گروه خاص نیست، بلکه امری عمومی و مشترک تلقی می‌شود که باید برای همه افراد جامعه تأمین گردد. اگرچه اصطلاح «امنیت جمعی» به این صورت در منابع کلاسیک اسلامی به کار نرفته است، اما محتوای آن در آموزه‌های اسلامی به‌خوبی قابل مشاهده است. در اندیشه اسلامی، یکی از اهداف مهم شریعت، حفظ نظام اجتماعی و صیانت از مصالح اساسی جامعه انسانی است. فقیهان مسلمان از دیرباز در قالب نظریه «مقاصد الشریعة» به این مسئله اشاره کرده‌اند و حفظ پنج امر اساسی ـ دین، جان، عقل، نسل و مال ـ را از مهم‌ترین اهداف شریعت دانسته‌اند (شاطبی، 1417‌: 2/8). تحقق این اهداف در واقع به معنای تأمین نوعی امنیت عمومی در جامعه است.

  1. امنیت اجتماعی در پرتو آیات قتال

با توجه به این مبانی، می‌توان گفت که آیات قتال در سوره بقره نیز در راستای تأمین چنین امنیتی نازل شده‌اند. قرآن کریم در این آیات، از یک سو مسلمانان را به مقابله با تجاوز و فتنه فرا می‌خواند و از سوی دیگر، هدف نهایی این قتال را پایان یافتن فتنه و تحقق شرایطی معرفی می‌کند که در آن «دین برای خدا باشد»‌: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ» (بقره‌: 193).

مفسران قرآن این عبارت را به معنای فراهم شدن شرایطی دانسته‌اند که در آن مردم بتوانند بدون اجبار و فشار، دین حق را بپذیرند و یا باورهای دینی خود را حفظ کنند. طبری در تفسیر این آیه می‌نویسد‌: مقصود آن است که با مشرکان بجنگید تا شرک و آزار آنان پایان یابد و مردم از فشار آنان در امر دین رهایی یابند (طبری، 1420‌: 3/575).

در تفاسیر شیعی نیز چنین برداشتی دیده می‌شود. طبرسی در «مجمع البیان» تصریح می‌کند که هدف آیه، از میان برداشتن فتنه و فراهم شدن شرایطی است که در آن راه ایمان برای مردم باز باشد و کسی به سبب دین خود مورد آزار قرار نگیرد (طبرسی، 1372‌: 2/470). علامه طباطبایی نیز بیان می‌کند که مقصود از این آیه برقراری نظمی اجتماعی است که در آن مانعی برای هدایت و گرایش به دین الهی وجود نداشته باشد (طباطبائی، 1417‌: 2/65).

هـ. بررسی تطبیقی روایات اسباب نزول آیات قتال (بقره‌: 190–193)

یکی از مهم‌ترین گام‌ها در فهم دقیق آیات قتال در قرآن کریم، توجه به روایات «اسباب نزول» است؛ زیرا این روایات بستر تاریخی و اجتماعی نزول آیات را روشن می‌سازند و از برداشت‌های نادرست یا تعمیم‌های نابه‌جا جلوگیری می‌کنند. آیات 190 تا 193 سوره بقره که از مهم‌ترین آیات مرتبط با قتال در قرآن به‌شمار می‌آیند، در شرایط خاص تاریخی نازل شده‌اند و بررسی روایات تفسیری فریقین نشان می‌دهد که زمینه اصلی نزول آن‌ها مسئله امنیت مسلمانان در آستانه ورود به مکه و احتمال نقض پیمان از سوی قریش بوده است. در واقع، این آیات در فضایی نازل شد که مسلمانان با تهدیدی واقعی نسبت به امنیت جانی و دینی خود مواجه بودند.

در منابع تفسیری اهل سنت، گزارش‌های متعددی در باره سبب نزول این آیات نقل شده است که غالباً به ماجرای صلح حُدَیبیه و سپس «عُمرَةُ القضاء» بازمی‌گردد. محمد بن جریر طبری گزارش می‌کند که مسلمانان پس از پیمان حدیبیه در سال ششم هجری، برای انجام عمره در سال بعد آماده می‌شدند، اما بیم آن داشتند که قریش پیمان را نقض کرده و در مکه یا در ماه‌های حرام به آنان حمله کند. در چنین فضایی این آیات نازل شد و به مسلمانان اجازه داد که در صورت تعرض دشمن، از خود دفاع کنند، اما در عین حال از هرگونه تجاوز و آغازگری در جنگ نهی شدند (طبری، 1420‌: 3/562). واحدی نیشابوری نیز می‌نویسد که هنگامی که مسلمانان پس از صلح حدیبیه قصد داشتند برای انجام عمره وارد مکه شوند، این نگرانی وجود داشت که مشرکان مکه با نقض پیمان، آنان را مورد حمله قرار دهند؛ ازاین‌رو، آیه «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا» نازل شد تا چارچوب رفتار مسلمانان در برابر چنین تهدیدی را مشخص سازد (واحدی، 1411‌: 52). ابن‌کثیر تصریح می‌کند که این آیات نخستین دستورهای مربوط به قتال در اسلام را در قالب دفاع مشروع بیان می‌کنند؛ بدین معنا که مسلمانان مأمور شدند تنها با کسانی بجنگند که با آنان می‌جنگند و از هرگونه تجاوز و تعدی بپرهیزند (ابن‌کثیر، 1419‌: 1/503).

در منابع تفسیری شیعه نیز روایات مشابهی نقل شده است. طبرسی می‌نویسد‌: هنگامی که پیامبر اکرم| با مسلمانان برای انجام عمره وارد مکه شدند، این احتمال وجود داشت که مشرکان پیمان را نقض کنند؛ ازاین‌رو، این آیات نازل شد تا به مسلمانان اجازه دفاع در برابر تعرض احتمالی را بدهد، در حالی که آنان از آغازگری در جنگ منع شده بودند (طبرسی، 1372‌: 2/467). برخی روایات تفسیری شیعه نیز همین معنا را تأیید می‌کنند. در روایتی که عیاشی در تفسیر خود نقل کرده است، بیان شده که آیه «وَلَا تَعْتَدُوا» ناظر به آن است که مسلمانان نباید جنگ را آغاز کنند، بلکه تنها در صورت تجاوز دشمن مجاز به قتال هستند (عیاشی، 1380‌: 1/108).

مقایسه این روایات در منابع شیعه و اهل سنت نشان می‌دهد که میان مفسران فریقین در اصل زمینه تاریخی نزول این آیات اختلاف جدی وجود ندارد. هر دو گروه بر این نکته تأکید دارند که این آیات در فضای نگرانی مسلمانان از نقض پیمان حدیبیه و احتمال حمله مشرکان مکه نازل شده‌اند. از این رو، نخستین دستور قرآن درباره قتال با قید مهم «الَّذِینَ یقَاتِلُونَکُمْ» همراه شده است؛ قیدی که به روشنی بر ماهیت دفاعی این حکم دلالت دارد.

از منظر تحلیلی، این روایات نشان می‌دهد که تشریع قتال در این آیات نه با هدف گسترش قلمرو سیاسی یا کشورگشایی، بلکه در پاسخ به تهدیدی واقعی علیه امنیت جامعه مسلمانان صورت گرفته است. مسلمانان در آن زمان در وضعیتی قرار داشتند که هم از نظر جانی و هم از نظر دینی در معرض خطر بودند؛ زیرا قریش در سال‌های پیش از آن بارها آنان را مورد آزار و تعقیب قرار داده و حتی از ورود آنان به مکه جلوگیری کرده بود. در چنین شرایطی، قرآن کریم ضمن تأیید حق دفاع از خود، چارچوبی اخلاقی و حقوقی برای این دفاع ترسیم کرد؛ چارچوبی که بر اصل «عدم اعتداء» و محدود بودن جنگ به مقابله با تجاوز استوار است.

از این رو، بررسی تطبیقی روایات اسباب نزول در منابع تفسیری فریقین نشان می‌دهد که آیات 190 تا 193 سوره بقره در اصل برای تنظیم رفتار دفاعی مسلمانان در برابر تهدیدهای احتمالی نازل شده‌اند. این آیات در حقیقت نوعی تضمین قرآنی برای «امنیت جمعی» جامعه نوپای اسلامی به‌شمار می‌آیند؛ امنیتی که در آن مسلمانان اجازه داشتند در برابر تجاوز مقاومت کنند، اما در عین حال موظف بودند از هرگونه تجاوز و خشونت بی‌ضابطه پرهیز نمایند.

نتیجه‌گیری

مقاله حاضر، به تبیین ابعاد کلیدی صلح و امنیت پایدار پرداخت. در ابتدا، بر ضرورت رفع فتنه و برقراری نظامی توحیدی به‌عنوان پیش‌شرط اصلی صلح تأکید شد. سپس، با استناد به آیه ۱۹۳ سوره بقره، مفهوم «عدوان» پس از استقرار صلح مورد کنکاش قرار گرفت و مشخص گردید که هرگونه اقدام نظامی علیه دشمن تسلیم‌شده، تجاوز محسوب می‌شود.

نقطه قوت تحلیل، تحدید دایره برخورد صرف به «ظالمین» بود؛ کسانی که پس از صلح، همچنان بر نقض امنیت جمعی و عهدشکنی اصرار می‌ورزند. این رویکرد، ضمن تأکید بر قاطعیت در برابر تهدیدات، از تبدیل صلح به ابزاری برای انتقام یا توسعه‌طلبی جلوگیری می‌کند.

در نهایت، با تطبیق روایات فریقین در تعریف مصداقی «ظالمین»، چارچوبی جامع و مستحکم برای مدیریت روابط پس از منازعه ارائه گردید. این نتیجه‌گیری نشان می‌دهد که اسلام، دین عدالت و رحمت، راهکارهایی اصولی برای حفظ صلح، مقابله با تجاوز و برقراری امنیتی پایدار ارائه می‌دهد که متکی بر حکمت، قاطعیت و رعایت حقوق است. این اصول، راهنمایی ارزشمند برای جوامع در مسیر دستیابی به آرامش و ثبات محسوب می‌شود.

جهاد دفاعی و امنیت جمعی در قرآن؛ مطالعه تطبیقی روایات تفسیری فریقین ذیل آیات قتال؛ بقره‌: 190–193

 

چکیده

پس از پایان جنگ و برقراری آرامش، چگونگی رفتار با دشمن پیشین و جلوگیری از بروز دوباره درگیری‌ها همواره محل بحث بوده است. این پژوهش با استخراج چارچوبی مبتنی بر عدل و حکمت از منابع اسلامی، به این پرسش پاسخ می‌دهد که رویکرد صحیح در قبال دشمن پس از رفع فتنه چیست و چه کسانی مصداق «ظالمین» هستند که برخورد با آنان مجاز است. هدف اصلی مقاله، استخراج مفهوم «عدوان» در دوران پس از صلح، تعریف مصادیق «ظالمین» و ارائه چارچوبی عملیاتی برای تضمین امنیت جمعی بر اساس آموزه‌های قرآنی و روایی است. روش پژوهش، تحلیلی‑توصیفی و مبتنی بر استنباط از قرآن و سنت نبوی با استفاده از تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر روایی و تحلیل لغوی واژگان کلیدی همچون «فتنه»، «دین»، «انتهاء» و «عدوان» است. یافته‌ها نشان می‌دهد که منطق برخورد نظامی در اسلام تا زمان رفع فتنه و استقرار امنیت ادامه می‌یابد؛ اما به محض تسلیم دشمن و پایان تهدید، هرگونه اقدام تجاوزگرانه ممنوع و مصداق «عدوان» است. برخورد قاطع تنها منحصر به کسانی است که بر ظلم، عهدشکنی و نقض امنیت اصرار می‌ورزند. نتیجه آنکه اسلام چارچوبی اخلاقی برای مدیریت پس از صلح ارائه می‌دهد که بر پایه عدل، قاطعیت در برابر متجاوزان و پرهیز از تجاوز پس از استقرار آرامش بنا شده است.

واژگان کلیدی‌: جهاد دفاعی، امنیت جمعی، آیات قتال (سوره بقره 190–193)، فتنه، منع اعتداء در جنگ، اخلاق جنگ در اسلام.

 

 

مقدمه

آیات مربوط به جهاد و قتال از جمله مباحث مهم و در عین حال پرچالش در مطالعات قرآنی به‌شمار می‌آیند؛ آیاتی که هم در حوزه تفسیر قرآن و هم در عرصه فقه، کلام و اندیشه سیاسی اسلام نقش بنیادین داشته‌اند. در میان این آیات، مجموعه آیات 190 تا 193 سوره بقره از نخستین آیاتی هستند که به‌طور صریح به مسئله قتال در جامعه اسلامی پرداخته‌اند. این آیات ضمن صدور اجازه قتال برای مسلمانان، قیود و ضوابطی را نیز برای آن بیان می‌کنند؛ از جمله محدود شدن قتال به مقابله با مهاجمان، نهی از تعدی و تجاوز، توجه به حرمت مسجدالحرام، و تأکید بر پایان درگیری در صورت پایان یافتن دشمنی. از همین رو، این آیات در ادبیات تفسیری و فقهی مسلمانان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مستندات قرآنی در تبیین ماهیت دفاعی جهاد و نقش آن در حفظ امنیت جامعه اسلامی مورد توجه قرار گرفته‌اند.

با این حال، فهم دقیق این آیات تنها در چارچوب تحلیل الفاظ قرآنی حاصل نمی‌شود، بلکه روایات تفسیری نقل‌شده از پیامبر اکرم|، اهل‌بیت^ و نیز صحابه و تابعین نقش مهمی در تبیین ابعاد معنایی و مقاصد این آیات داشته‌اند. در میراث تفسیری مسلمانان، مجموعه‌ای از روایات در ذیل این آیات نقل شده که هر یک می‌تواند در روشن ساختن مفاهیمی همچون حدود مشروعیت قتال، مفهوم فتنه، حرمت قتال در مسجدالحرام و شرایط پایان جنگ نقش‌آفرین باشد. از این‌رو، بررسی تطبیقی این روایات در منابع شیعه و اهل سنت می‌تواند به فهم دقیق‌تر مراد قرآن و نیز به تبیین دیدگاه اسلام درباره نسبت میان جهاد دفاعی و امنیت جمعی کمک کند.

بر این اساس، مسئله اصلی این پژوهش آن است که روایات تفسیری شیعه و اهل سنت ذیل آیات 190 تا 193 سوره بقره چه برداشتی از ماهیت قتال در اسلام ارائه می‌کنند و این روایات تا چه اندازه بر جنبه دفاعی جهاد و نقش آن در تأمین امنیت جمعی جامعه اسلامی تأکید دارند. به بیان دیگر، پرسش محوری مقاله آن است که در پرتو روایات تفسیری فریقین، این آیات چه تصویری از مشروعیت قتال، حدود آن و هدف نهایی آن در نظام اجتماعی اسلام ترسیم می‌کنند.

در دهه‌های اخیر، پژوهش‌های متعددی درباره جهاد در قرآن، آیات قتال و نیز تحلیل‌های فقهی و تفسیری مربوط به آن انجام شده است. برخی از این پژوهش‌ها به بررسی مفهوم جهاد در قرآن پرداخته‌اند و برخی دیگر به تحلیل تاریخی یا فقهی آیات قتال توجه داشته‌اند. همچنین در برخی مطالعات، روایات تفسیری مربوط به این آیات مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، بخش قابل توجهی از این آثار یا به بررسی دیدگاه یک مذهب بسنده کرده‌اند، یا رویکرد تطبیقی میان روایات تفسیری شیعه و اهل سنت را به‌صورت متمرکز دنبال نکرده‌اند. از این رو، مطالعه‌ای که به‌طور خاص به تحلیل تطبیقی روایات تفسیری فریقین ذیل آیات 190 تا 193 سوره بقره بپردازد و نسبت آن را با مفهوم جهاد دفاعی و امنیت جمعی تبیین کند، همچنان می‌تواند خلأیی در ادبیات پژوهشی این حوزه را پوشش دهد.

هدف این مقاله آن است که با بررسی تطبیقی روایات تفسیری نقل‌شده در منابع معتبر شیعه و اهل سنت، دلالت‌های این آیات را در زمینه جهاد دفاعی و کارکرد آن در حفظ امنیت جمعی جامعه اسلامی روشن سازد. روش پژوهش در این مقاله توصیفی ـ تحلیلی با رویکرد تطبیقی است؛ بدین معنا که ابتدا روایات تفسیری مرتبط با آیات مورد نظر از منابع فریقین گردآوری شده، سپس با تحلیل محتوایی و مقایسه میان آن‌ها، نقاط اشتراک و افتراق دیدگاه‌ها تبیین می‌شود.

اهمیت این پژوهش از آن جهت است که آیات قتال همواره در کانون مباحث تفسیری، فقهی و حتی گفت‌وگوهای معاصر درباره نسبت اسلام با مسئله جنگ و صلح قرار داشته‌اند. بررسی دقیق روایات تفسیری فریقین می‌تواند نشان دهد که در سنت تفسیری اسلامی، این آیات بیش از آنکه بیانگر رویکردی تهاجمی باشند، در چارچوب دفاع از جامعه اسلامی و رفع فتنه و ناامنی تفسیر شده‌اند. از این رو، چنین پژوهشی می‌تواند در تبیین نگاه متوازن قرآن به مسئله قتال و نیز در روشن ساختن مبانی قرآنی امنیت جمعی در اندیشه اسلامی نقش مهمی ایفا کند.

الف. جایگاه‌شناسی قتال

یکی از واژگان کلیدی در آیات مورد بحث، واژه «قتال» است که در آیه 190 سوره بقره به‌صورت امر الهی آمده است‌: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» (بقره‌: 190).

  1. تعریف لغوی قتال

واژه «قتال» از ریشه «ق-ت-ل» گرفته شده است. اصل این ریشه در زبان عربی به معنای از بین بردن جان و کشتن است. (ابن‌فارس، 1404‌: 5/56). با این حال، هنگامی که این ریشه در قالب «باب مفاعله» (قاتل ـ یقاتل) به کار می‌رود، دلالت بر کنش متقابل و درگیری دو سویه دارد. از همین رو «قتال» به معنای درگیری و جنگ میان دو طرف است، نه صرفاً کشتن یک‌جانبه (ابن‌منظور، 1414‌: 11/547). راغب اصفهانی نیز معتقد است که قتال از قتل گسترده‌تر است، زیرا بر رویارویی و مقابله دلالت دارد (راغب اصفهانی، 1412‌: 667).

  1. تعریف اصطلاحی قتال

در ادبیات قرآنی و روایی، «قتال» اصطلاحی خاص‌تر از «جهاد» به‌شمار می‌آید. «جهاد» مفهومی عام است که هرگونه تلاش و مجاهدت در راه خدا را در بر می‌گیرد و در منابع اسلامی به گونه‌های مختلفی مانند جهاد با نفس (جهاد اکبر)، جهاد فرهنگی و تبلیغی، و جهاد نظامی تقسیم شده است (طباطبائی، 1417‌: 2/61). در مقابل، «قتال» به‌طور خاص به مبارزه مسلحانه و درگیری نظامی با دشمن اشاره دارد. از این رو می‌توان گفت هر قتال در چارچوب جهاد قرار می‌گیرد، اما هر جهادی لزوماً به معنای قتال نیست.

این تمایز در کاربردهای قرآنی نیز قابل مشاهده است. در آیه مورد بحث، قرآن کریم به‌جای واژه «جاهدوا» از تعبیر «قاتلوا» استفاده کرده است‌: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یقَاتِلُونَکُمْ». مفسران این نکته را ناظر به ماهیت خاص حکم دانسته‌اند؛ زیرا آیه در مقام بیان حکم جنگ و درگیری مسلحانه است. در عین حال، این قتال با دو قید مهم همراه شده است‌: نخست، قید «فی سبیل الله» که جهت الهی و مشروعیت آن را مشخص می‌کند؛ و دوم، قید «الذین یقاتلونکم» که نشان می‌دهد این قتال در برابر کسانی است که آغازگر جنگ هستند.

ب. جایگاه‌شناسی «اعتداء»

یکی از مفاهیم بنیادین در آیات قتال، واژه «اعتداء» است که در آیه 190 سوره بقره به‌عنوان قیدی مهم در مشروعیت قتال مطرح شده است‌: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» (بقره‌: 190).

  1. معنای لغوی اعتداء

واژه «اعتداء» از ریشه «ع-د-و» گرفته شده است. اصل این ریشه در زبان عربی به معنای گذشتن از حد و مرز و تجاوز از حدود مقرر است. (ابن‌فارس، 1404‌: 4/249؛ ابن‌منظور، 1414‌: 15/74). راغب اصفهانی نیز می‌نویسد‌: عدوان آن است که انسان از حدی که باید بدان بسنده کند فراتر رود (راغب اصفهانی، 1412‌: 553). بنابراین، در کاربرد لغوی، «اعتداء» مفهومی عام دارد و هرگونه تجاوز از حدود عدالت و انصاف را دربرمی‌گیرد؛ خواه در روابط فردی باشد یا در عرصه اجتماعی و حتی در میدان جنگ.

  1. معنای اصطلاحی اعتداء در آیات قتال

در آیه 190 سوره بقره، اعتداء در چارچوب مسئله قتال مطرح شده است. در این آیه، پس از آنکه قرآن کریم به مسلمانان اجازه می‌دهد با کسانی که با آنان می‌جنگند مقابله کنند، بلافاصله آنان را از تجاوز نهی می‌کند‌: «وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ». مفسران این نهی را بیانگر اصل مهمی در اخلاق جنگ اسلامی دانسته‌اند؛ اصلی که نشان می‌دهد حتی در شرایط جنگ نیز مسلمانان موظف‌اند حدود الهی را رعایت کنند. از نظر طَبَری، مقصود از نهی از اعتداء آن است که مسلمانان از حدودی که خداوند در جنگ تعیین کرده فراتر نروند و با کسانی که اهل جنگ نیستند نجنگند (طبری، 1420‌: 3/566). از نظر قُرطُبی نیز اِعتداء شامل کشتن کسانی می‌شود که در جنگ مشارکت ندارند، مانند زنان، کودکان و راهبان (قرطبی، 1387‌: 2/350). از نظر مفسران شیعی، مثل علامه طباطبایی، نهی از اعتداء به این معناست که مسلمانان در جنگ تنها با جنگجویان دشمن مقابله کنند و از تجاوز به غیرجنگجویان یا ارتکاب اعمالی که با عدالت و انسانیت ناسازگار است پرهیز نمایند (طباطبائی، 1417‌: 2/63).

ج. جایگاه‌شناسی «فتنه»

یکی از واژگان کلیدی در آیات قتال سوره بقره، واژه «فتنه» است که در دو آیه مهم از این مجموعه آیات به کار رفته است‌: «وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ» (بقره‌: 191) و «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ» (بقره‌: 193).

  1. معنای لغوی فتنه

واژه «فتنه» از ریشه «ف-ت-ن» گرفته شده است. لغویان عرب اصل این ریشه را به معنای آزمایش و امتحان دانسته‌اند. (ابن‌فارس، 1404‌: 4/472). در توضیح منشأ این معنا گفته شده است که عرب‌ها برای خالص‌سازی طلا، آن را در آتش قرار می‌دادند تا ناخالصی‌های آن جدا شود؛ این عمل را «فتن الذهب بالنار» می‌نامیدند. از همین رو، واژه «فتنه» در اصل به معنای قرار دادن چیزی در معرض آزمایش و امتحان برای آشکار شدن حقیقت آن بوده است (راغب اصفهانی، 1412‌: 623). با گذشت زمان، این واژه در کاربردهای گسترده‌تری به کار رفت و معانی دیگری همچون آزمایش سخت، عذاب، آشوب، گمراهی و فریب را نیز دربر گرفت. (ابن‌منظور، 1414‌: 13/317). بر این اساس، «فتنه» در کاربرد لغوی مفهومی گسترده دارد که محور مشترک آن «قرار گرفتن در شرایط آزمون سخت و بحران‌آفرین» است؛ شرایطی که ممکن است به انحراف، فشار یا آشوب منجر شود.

  1. معنای اصطلاحی فتنه در آیات قتال

در آیات مورد بحث از سوره بقره، «فتنه» معنایی خاص‌تر پیدا می‌کند و در سیاق تاریخی نزاع میان مسلمانان و مشرکان مکه به کار رفته است. مفسران قرآن با توجه به شأن نزول این آیات، فتنه را به اقداماتی تفسیر کرده‌اند که مشرکان برای بازداشتن مسلمانان از ایمان و بازگرداندن آنان به کفر انجام می‌دادند. (طبری، 1420‌: 3/571). به تعبیر دیگر، مشرکان نه تنها به دشمنی نظامی با مسلمانان می‌پرداختند، بلکه آنان را تحت فشار و شکنجه قرار می‌دادند تا از ایمان خود دست بردارند.

د. جایگاه‌شناسی «امنیت اجتماعی (امنیت جمعی)»

  1. معنای لغوی امنیت

واژه «امنیت» از ریشه «أ-م-ن» گرفته شده است. لغویان عرب اصل این ریشه را به معنای آرامش و رفع خوف دانسته‌اند. این ریشه بر دو معنای نزدیک به هم دلالت دارد‌: یکی امانت در برابر خیانت، و دیگری آرامش و از میان رفتن ترس (ابن‌فارس، 1404‌: 1/133). از نظر راغب اصفهانی نیز، امنیت به معنای آرامش نفس و از میان رفتن خوف است (راغب اصفهانی، 1412‌: 90؛ ابن‌منظور، 1414‌: 13/21). بر این اساس، در معنای لغوی، امنیت حالتی است که در آن انسان از تهدید و اضطراب رهایی می‌یابد و در آرامش و اطمینان زندگی می‌کند. این مفهوم می‌تواند ابعاد گوناگونی داشته باشد؛ از جمله امنیت جانی، مالی، روانی و اجتماعی.

  1. معنای اصطلاحی امنیت اجتماعی یا امنیت جمعی

در علوم سیاسی و حقوق بین‌الملل معاصر، اصطلاح «امنیت جمعی» (Collective Security) به نظامی از روابط و سازوکارها گفته می‌شود که هدف آن حفظ صلح، جلوگیری از تجاوز و تأمین امنیت برای همه اعضای یک جامعه یا نظام بین‌المللی است. در این رویکرد، امنیت یک امر فردی یا محدود به یک گروه خاص نیست، بلکه امری عمومی و مشترک تلقی می‌شود که باید برای همه افراد جامعه تأمین گردد. اگرچه اصطلاح «امنیت جمعی» به این صورت در منابع کلاسیک اسلامی به کار نرفته است، اما محتوای آن در آموزه‌های اسلامی به‌خوبی قابل مشاهده است. در اندیشه اسلامی، یکی از اهداف مهم شریعت، حفظ نظام اجتماعی و صیانت از مصالح اساسی جامعه انسانی است. فقیهان مسلمان از دیرباز در قالب نظریه «مقاصد الشریعة» به این مسئله اشاره کرده‌اند و حفظ پنج امر اساسی ـ دین، جان، عقل، نسل و مال ـ را از مهم‌ترین اهداف شریعت دانسته‌اند (شاطبی، 1417‌: 2/8). تحقق این اهداف در واقع به معنای تأمین نوعی امنیت عمومی در جامعه است.

  1. امنیت اجتماعی در پرتو آیات قتال

با توجه به این مبانی، می‌توان گفت که آیات قتال در سوره بقره نیز در راستای تأمین چنین امنیتی نازل شده‌اند. قرآن کریم در این آیات، از یک سو مسلمانان را به مقابله با تجاوز و فتنه فرا می‌خواند و از سوی دیگر، هدف نهایی این قتال را پایان یافتن فتنه و تحقق شرایطی معرفی می‌کند که در آن «دین برای خدا باشد»‌: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ» (بقره‌: 193).

مفسران قرآن این عبارت را به معنای فراهم شدن شرایطی دانسته‌اند که در آن مردم بتوانند بدون اجبار و فشار، دین حق را بپذیرند و یا باورهای دینی خود را حفظ کنند. طبری در تفسیر این آیه می‌نویسد‌: مقصود آن است که با مشرکان بجنگید تا شرک و آزار آنان پایان یابد و مردم از فشار آنان در امر دین رهایی یابند (طبری، 1420‌: 3/575).

در تفاسیر شیعی نیز چنین برداشتی دیده می‌شود. طبرسی در «مجمع البیان» تصریح می‌کند که هدف آیه، از میان برداشتن فتنه و فراهم شدن شرایطی است که در آن راه ایمان برای مردم باز باشد و کسی به سبب دین خود مورد آزار قرار نگیرد (طبرسی، 1372‌: 2/470). علامه طباطبایی نیز بیان می‌کند که مقصود از این آیه برقراری نظمی اجتماعی است که در آن مانعی برای هدایت و گرایش به دین الهی وجود نداشته باشد (طباطبائی، 1417‌: 2/65).

هـ. بررسی تطبیقی روایات اسباب نزول آیات قتال (بقره‌: 190–193)

یکی از مهم‌ترین گام‌ها در فهم دقیق آیات قتال در قرآن کریم، توجه به روایات «اسباب نزول» است؛ زیرا این روایات بستر تاریخی و اجتماعی نزول آیات را روشن می‌سازند و از برداشت‌های نادرست یا تعمیم‌های نابه‌جا جلوگیری می‌کنند. آیات 190 تا 193 سوره بقره که از مهم‌ترین آیات مرتبط با قتال در قرآن به‌شمار می‌آیند، در شرایط خاص تاریخی نازل شده‌اند و بررسی روایات تفسیری فریقین نشان می‌دهد که زمینه اصلی نزول آن‌ها مسئله امنیت مسلمانان در آستانه ورود به مکه و احتمال نقض پیمان از سوی قریش بوده است. در واقع، این آیات در فضایی نازل شد که مسلمانان با تهدیدی واقعی نسبت به امنیت جانی و دینی خود مواجه بودند.

در منابع تفسیری اهل سنت، گزارش‌های متعددی در باره سبب نزول این آیات نقل شده است که غالباً به ماجرای صلح حُدَیبیه و سپس «عُمرَةُ القضاء» بازمی‌گردد. محمد بن جریر طبری گزارش می‌کند که مسلمانان پس از پیمان حدیبیه در سال ششم هجری، برای انجام عمره در سال بعد آماده می‌شدند، اما بیم آن داشتند که قریش پیمان را نقض کرده و در مکه یا در ماه‌های حرام به آنان حمله کند. در چنین فضایی این آیات نازل شد و به مسلمانان اجازه داد که در صورت تعرض دشمن، از خود دفاع کنند، اما در عین حال از هرگونه تجاوز و آغازگری در جنگ نهی شدند (طبری، 1420‌: 3/562). واحدی نیشابوری نیز می‌نویسد که هنگامی که مسلمانان پس از صلح حدیبیه قصد داشتند برای انجام عمره وارد مکه شوند، این نگرانی وجود داشت که مشرکان مکه با نقض پیمان، آنان را مورد حمله قرار دهند؛ ازاین‌رو، آیه «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا» نازل شد تا چارچوب رفتار مسلمانان در برابر چنین تهدیدی را مشخص سازد (واحدی، 1411‌: 52). ابن‌کثیر تصریح می‌کند که این آیات نخستین دستورهای مربوط به قتال در اسلام را در قالب دفاع مشروع بیان می‌کنند؛ بدین معنا که مسلمانان مأمور شدند تنها با کسانی بجنگند که با آنان می‌جنگند و از هرگونه تجاوز و تعدی بپرهیزند (ابن‌کثیر، 1419‌: 1/503).

در منابع تفسیری شیعه نیز روایات مشابهی نقل شده است. طبرسی می‌نویسد‌: هنگامی که پیامبر اکرم| با مسلمانان برای انجام عمره وارد مکه شدند، این احتمال وجود داشت که مشرکان پیمان را نقض کنند؛ ازاین‌رو، این آیات نازل شد تا به مسلمانان اجازه دفاع در برابر تعرض احتمالی را بدهد، در حالی که آنان از آغازگری در جنگ منع شده بودند (طبرسی، 1372‌: 2/467). برخی روایات تفسیری شیعه نیز همین معنا را تأیید می‌کنند. در روایتی که عیاشی در تفسیر خود نقل کرده است، بیان شده که آیه «وَلَا تَعْتَدُوا» ناظر به آن است که مسلمانان نباید جنگ را آغاز کنند، بلکه تنها در صورت تجاوز دشمن مجاز به قتال هستند (عیاشی، 1380‌: 1/108).

مقایسه این روایات در منابع شیعه و اهل سنت نشان می‌دهد که میان مفسران فریقین در اصل زمینه تاریخی نزول این آیات اختلاف جدی وجود ندارد. هر دو گروه بر این نکته تأکید دارند که این آیات در فضای نگرانی مسلمانان از نقض پیمان حدیبیه و احتمال حمله مشرکان مکه نازل شده‌اند. از این رو، نخستین دستور قرآن درباره قتال با قید مهم «الَّذِینَ یقَاتِلُونَکُمْ» همراه شده است؛ قیدی که به روشنی بر ماهیت دفاعی این حکم دلالت دارد.

از منظر تحلیلی، این روایات نشان می‌دهد که تشریع قتال در این آیات نه با هدف گسترش قلمرو سیاسی یا کشورگشایی، بلکه در پاسخ به تهدیدی واقعی علیه امنیت جامعه مسلمانان صورت گرفته است. مسلمانان در آن زمان در وضعیتی قرار داشتند که هم از نظر جانی و هم از نظر دینی در معرض خطر بودند؛ زیرا قریش در سال‌های پیش از آن بارها آنان را مورد آزار و تعقیب قرار داده و حتی از ورود آنان به مکه جلوگیری کرده بود. در چنین شرایطی، قرآن کریم ضمن تأیید حق دفاع از خود، چارچوبی اخلاقی و حقوقی برای این دفاع ترسیم کرد؛ چارچوبی که بر اصل «عدم اعتداء» و محدود بودن جنگ به مقابله با تجاوز استوار است.

از این رو، بررسی تطبیقی روایات اسباب نزول در منابع تفسیری فریقین نشان می‌دهد که آیات 190 تا 193 سوره بقره در اصل برای تنظیم رفتار دفاعی مسلمانان در برابر تهدیدهای احتمالی نازل شده‌اند. این آیات در حقیقت نوعی تضمین قرآنی برای «امنیت جمعی» جامعه نوپای اسلامی به‌شمار می‌آیند؛ امنیتی که در آن مسلمانان اجازه داشتند در برابر تجاوز مقاومت کنند، اما در عین حال موظف بودند از هرگونه تجاوز و خشونت بی‌ضابطه پرهیز نمایند.

نتیجه‌گیری

مقاله حاضر، به تبیین ابعاد کلیدی صلح و امنیت پایدار پرداخت. در ابتدا، بر ضرورت رفع فتنه و برقراری نظامی توحیدی به‌عنوان پیش‌شرط اصلی صلح تأکید شد. سپس، با استناد به آیه ۱۹۳ سوره بقره، مفهوم «عدوان» پس از استقرار صلح مورد کنکاش قرار گرفت و مشخص گردید که هرگونه اقدام نظامی علیه دشمن تسلیم‌شده، تجاوز محسوب می‌شود.

نقطه قوت تحلیل، تحدید دایره برخورد صرف به «ظالمین» بود؛ کسانی که پس از صلح، همچنان بر نقض امنیت جمعی و عهدشکنی اصرار می‌ورزند. این رویکرد، ضمن تأکید بر قاطعیت در برابر تهدیدات، از تبدیل صلح به ابزاری برای انتقام یا توسعه‌طلبی جلوگیری می‌کند.

در نهایت، با تطبیق روایات فریقین در تعریف مصداقی «ظالمین»، چارچوبی جامع و مستحکم برای مدیریت روابط پس از منازعه ارائه گردید. این نتیجه‌گیری نشان می‌دهد که اسلام، دین عدالت و رحمت، راهکارهایی اصولی برای حفظ صلح، مقابله با تجاوز و برقراری امنیتی پایدار ارائه می‌دهد که متکی بر حکمت، قاطعیت و رعایت حقوق است. این اصول، راهنمایی ارزشمند برای جوامع در مسیر دستیابی به آرامش و ثبات محسوب می‌شود.

  1. منابع و مآخذ

    1. ابن‌فارس، احمد بن فارس، ۱۴۰۴ق، مقاییس اللغة، تحقیق‌: عبدالسلام محمد هارون، قم‌: مکتب الإعلام الإسلامی.
    2. ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، ۱۴۱۹ق، تفسیر القرآن العظیم، بیروت‌: دارالکتب العلمیة.
    3. ابن‌منظور، محمدبن مُکرَّم، ۱۴۱۴ق، لسان العرب، بیروت‌: دار صادر.
    4. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ۱۴۱۲ق، مفردات ألفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی، دمشق‌: دارالقلم.
    5. شاطبی، ابواسحاق ابراهیم بن موسی، ۱۴۱۷ق، الموافقات فی أصول الشریعة، بیروت‌: دار المعرفة.
    6. طبرسی، فضل‌بن حسن، ۱۳۷۲ش، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران‌: ناصر خسرو.
    7. طبری، محمدبن جریر، ۱۴۲۰ق، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، تحقیق احمد محمد شاکر، بیروت‌: مؤسسة الرسالة.
    8. طباطبائی، سیدمحمدحسین، ۱۴۱۷ق، المیزان فی تفسیر القرآن، قم‌: دفتر انتشارات اسلامی.
    9. عیاشی، محمد بن مسعود، ۱۳۸۰ق، تفسیر العیاشی، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، تهران‌: المطبعة العلمیة.
    10. قرطبی، محمّدبن احمد، ۱۳۸۷ق، الجامع لأحکام القرآن، قاهره‌: دارالکتب المصریة.
    11. واحدی نیشابوری، علی بن احمد، ۱۴۱۱ق، اسباب النزول، بیروت‌: دارالکتب العلمیة.

  • تاریخ دریافت 15 اردیبهشت 1405